صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
بازار های مالی
علی محمدی پور سه شنبه 8 اسفند 1402

ساخت استراتژی یکی از مهمترین کارهایی است که باید به عنوان یک تریدر انجام دهید؛ اما چگونه می توان ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو را یاد گرفت؟ تعداد زیادی از کاربران که در بازار ارزهای دیجیتال حضور دارند معمولا برای تحلیل تکنیکال رمزارزها از استراتژی معاملاتی تریدینگ ویو بهره می برند و همین موضوع باعث شده است این استراتژی از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار باشد. استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو برای کاربران بسیار مفید است زیرا به آنها دسترسی انواع اندیکاتورها و ابزارهای تحلیلی را می دهد؛ همچنین شما نیز اگر قصد دارید از این استراتژی استفاده کنید باید بدانید که شما با کمک این ابزار می توانید بدون هیچ مانعی استراتژی های معاملاتی را آزمایش کنید و آنها را بر روی این ابزار پیاده سازی کنید. ما در این مقاله به آموزش نحوه ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو می پردازیم تا شما را با مراحل ساخت این استراتژی آشنا کنیم.

گام های ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو

گام های ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو

اگر قصد ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو را دارید بهتر است ابتدا تنظیمات تریدینگ ویو را اندکی شخصی سازی کنید. شما می توانید با فراگیری مراحل گفته شده، بدون هیچ مشکلی به ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو بپردازید.

گام اول: کدام بازار و تایم فریم

گام اول: کدام بازار و تایم فریمانتخاب بازار معاملاتی، تایم فریم و روش معاملاتی، ابتدایی ترین گام در ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو این است که شما در بازار معاملاتی، روش معامله و بازه های زمانی را برگزینید.

البته باید توجه کنید که بازارهای مختلفی برای انتخاب موجود است اما یک توصیه بسیار مهم وجود دارد که در ساخت اولین برنامه معاملاتی، تنها یک بازار را انتخاب کنید. برای نمونه، اگر شما می خواهید در بازار ارزهای دیجیتال فعالیت قابل قبولی داشته باشید بهتر است یک یا دو رمزارز برای معامله انتخاب کنید.

هنگامی که بازار معاملاتی خود را در تریدینگ ویو انتخاب کردید حال نوبت آن است که به استراتژی خود بیندیشید. سومین مرحله آن است که شما باید تصمیم بگیرید که آیا این قصد را دارید که رمزارزها را برای بلندمدت (هولد) حفظ کنید یا اینکه قصد دارید معاملات روزانه انجام دهید و به دنبال بهترین استراتژی ترید روزانه هستید؟ بهتر است بدانید که انجام تحقیقات در رابطه با برنامه های مختلف، گامی بسیار مهم و ضروری در تدوین و ساخت استراتژی در تریدینگ ویو محسوب می شود.

در نهایت باید بگوییم که بهتر است شما بر اساس سبک معاملاتی خود تایم فریم مناسب برگزینید. معامله گری که به معاملات بلندمدت فکر می کند معمولا به بازه‌ های زمانی بالاتری مانند تایم فریم روزانه یا هفتگی متکی است؛ در حالی که یک معامله ‌گر که کمتر از یک روز دارایی را نگه می ‌دارد، ممکن است بیشتر به تایم فریم‌ های ۱ دقیقه ‌ای یا ۵ دقیقه ‌ای متکی باشد. در نهایت انتخاب بازه‌ های زمانی مناسب و پایبندی به آنها، به شما کمک می ‌کند که نظم و ثبات بیشتری در معاملات داشته باشید.

گام دوم: انتخاب اندیکاتورها

انتخاب اندیکاتورها در ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو

گام دوم برای ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو این است که اندیکاتورهای مورد نیاز در برنامه معاملاتی خود را انتخاب کنید. بهتر است بدانید که تریدینگ ویو اندیکاتورهای بسیار زیادی را برای استفاده معامله گران در دسترس همگان قرار داده است و شما می توانید با ازادی کامل، بهترین ابزارهای برنامه معاملاتی خود را انتخاب کنید و از آن بهره ببرید.

هنگام انتخاب اندیکاتور برای برنامه معاملاتی خود، نکات مهمی وجود دارد که شما باید این نکات مهم را بدانید. برای نمونه چندین دسته شاخص وجود دارد که می ‌توانید از بین آنها انتخاب کنید؛ این دسته ‌بندی ‌ها شامل اندیکاتورهای دنبال‌ کننده روند، مومنتوم، نوسانات و حجم می ‌شود. اندیکاتورهای پیروی از روند به شما به عنوان یک معامله ‌گر کمک می ‌کنند جهت روند را شناسایی کنید؛ در حالی که اندیکاتور مومنتوم قدرت کلی یک روند را اندازه‌ گیری می ‌کند، اندیکاتورهای نوسان به معامله ‌گران کمک می‌ کنند که سطح نوسان قیمت در بازار را شناسایی کرده و شاخص‌ های حجم و میزان فعالیت معاملاتی انجام شده را اندازه‌ گیری کنند.

از نکات بسیار ضروری این است که همواره برنامه خود را به شکل ساده نگه دارید، برای این امر توصیه ما به شما این است که حداکثر از دو تا چهار اندیکاتور بهره ببرید. توجه داشته باشید که فقط چهار ابزار را انتخاب کنید که با یکدیگر مکمل باشند و در نهایت اطلاعات بسیار ارزشمندی در مورد شرایط بازار ارائه دهند. این امر برای معامله گران بسیار مفید است زیرا به آنها این امکان را می دهد که تصمیمات آگاهانه و درستی اتخاذ کنند و از تصمیمات غلط دوری کنند؛ همچنین با اطمینان کاملی به برنامه معاملاتی خود پایبند باشند. وجود اطمینان موجب می شود معامله گران همواره از برنامه معاملاتی خود پیروی کنند.

گام سوم: تست استراتژی معاملاتی

تست استراتژی معاملاتی در ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو

در این گام توجه داشته باشید که قبل از این که به اجرای برنامه خود بپردازید باید آن را همواره با استفاده از داده های تاریخی آزمایش کنید و از آن مطمئن شوید. این امر به شما کمک می کند که متوجه شوید آیا برنامه مورد انتخابی شما سودآور است یا خیر؟ همچنین بخش هایی را که نیاز به اصلاح دارند شناسایی و بهبود بخشید.

یکی دیگر از جنبه‌ های این مرحله، تست برنامه است که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ بنابراین پیش از درگیر کردن سرمایه، از بخش Paper Trading تریدینگ ویو استفاده کنید. در این بخش می‌ توانید با حساب دمو به معامله بپردازید و استراتژی معاملاتی خود را آزمایش کنید تا از آن اطمینان کامل به دست آورید.

برای کسب اطلاعاتی در مورد نحوه ثبت نام در صرافی مکسی به صورت تصویری، بر روی لینک کلیک کنید.

ساخت استراتژی با پاین اسکریپت به چه شکل است؟

تا این قسمت از مقاله با گام های ساخت استراتژی معاملات در تریدینگ ویو آشنا شدید. تریدینگ ویو همواره به عنوان یکی از کاملترین و مفیدترین پلتفرم های تحلیلی بازار سرمایه شناخته می شود که این استراتژی مسیری برای تدوین استراتژی های معاملاتی کاربران را آماده کرده است. کاربران بازارهای مالی که با برنامه نویسی آشنا هستند می ‌توانند به کمک زبان برنامه نویسی پاین اسکریپت، استراتژی ‌ها و اندیکاتورهای شخصی ‌سازی شده ساخته و از آنها در چارت استفاده کنند. این اندیکاتورهای سفارشی می‌ توانند از طریق API به ربات‌ های معامله‌ گر متصل شده و انجام معاملات بر طبق برنامه معاملاتی را به صورت خودکار انجام دهند.

PineScript به عنوان یک زبان برنامه‌ نویسی شناخته می شود که همواره به طور خاص برای ساخت اندیکاتورها و استراتژی‌ های سفارشی در پلتفرم تریدینگ ویو طراحی شده است، این یک زبان سطح بالا است؛ به این معنی که یادگیری و استفاده از آن حتی برای کاربران بدون تجربه قبلی نیز ساده است و این کاربران مبتدی می توانند به راحتی از آن استفاده کنند. برای شروع طبق تصویر گزینه Pine Editor را انتخاب کنید، پس از نوشتن کدها، به ‌وسیله گزینه Save آن را ذخیره کنید.

توجه داشته باشید که شما می توانید به راحتی تنها با یک جستجو در اینترنت اسکریپت های اماده را به دست آورید و با اعمال اندکی شخصی سازی یک استراتژی اختصاصی به وجود آورید. تریدینگ ویو برای تست اندیکاتورهای و برنامه ‌های ساخته شده، بخشی به نام Strategy Tester آماده کرده است. با انتخاب زبانه استراتژی تستر، می ‌توانید اندیکاتورهای خود را بر روی چارت قرار داده و بازدهی آن را مشاهده کنید.

اگر قصد دارید که به آزمایش استراتژی های خود بپردازید و بهترین استراتژی معاملاتی را پیدا کنید، می توانید از تریدینگ و استراتژی تستر بهره ببرید. پیشنهاد می کنیم قبل از آن که سرمایه خود را در معاملات وارد کنید، از بازدهی و عملکرد استراتژی های انتخابی خود اطمینان حاصل کنید.

برای کسب اطلاعاتی در مورد دنیای رمزارزها و آموزش ارز دیجیتال، بر روی لینک کلیک کنید.

آیا تریدینگ ویو ابزاری مناسب برای تدوین استراتژی معاملاتی است یا خیر؟

آیا تریدینگ ویو ابزاری مناسب برای تدوین استراتژی معاملاتی است یا خیر؟

تا این قسمت از مقاله به بررسی گام های ساخت استراتژی معاملاتی در تریدینگ ویو پرداختیم و شما نیز اطلاعات کافی را در این زمینه کسب کردید. شاید در انتها این سوال برای شما مطرح شود که آیا تریدینگ ویو ابزاری مناسب برای تدوین استراتژی معاملاتی است یا خیر؟ در جواب باید بگوییم که تریدینگ ویو در کل به عنوان یکی از ابزارهای بسیار مفید و مهم برای تحلیل تکنیکال بازارهای مالی است و علت آن این موضوع است که تریدینگ ویو ابزارهای کاملی را برای تدوین استراتژی های معاملاتی تدارک دیده است. بنابراین اگر شما به آموزش مراحل ساخت تریدینگ ویو و استفاده از آن برای انجام معاملات بپردازید می توانید به شکل صحیح از این استراتژی کسب سود کنید.

از مهم ترین موضوعاتی که موجب شده است این استراتژی در میان کاربران بسیار محبوب شود می توان به این موضوع اشاره کرد که کاربران در این پلتفرم به راحتی و بدون هیچ مانعی می ‌توانند بهترین استراتژی تریدینگ ویو را پیاده‌ سازی و تست کنند تا بتوانند از استراتژی خود اطمینان حاصل کنند. همچنین به کمک این برنامه ‌های معاملاتی، موقعیت ‌های مناسب بازار را کشف کنند و از این موقعیت ها استفاده کنند و به سود خوبی دست یابند. البته کاربرانی که دارای دانش برنامه ‌نویسی هستند می‌ توانند استراتژی ‌های سفارشی ‌سازی شده را تدوین کرده و از آنها در معاملات خود استفاده کنند؛ در نهایت می توان به جرات گفت که این استراتژی یکی از مناسب ترین و مهم ترین استراتژی بازارهای مالی است.

علی محمدی پور يکشنبه 15 بهمن 1402

واقع بینی در ترید یکی از اصلی ترین مباحثی است که موجب می شود یک معامله گر بتواند نتیجه خوبی از معاملات خود کسب کند. در این بین آموزش روانشناسی معاملات و همچنین مدیریت سرمایه از مهم ترین موضوعاتی است که همواره معامله گران به دنبال آن هستند. بهتر است بدانید مهمترین فاکتوری که شما باید به عنوان یک تحلیلگر حرفه ای آن را رعایت کنید این است که یاد بگیرید چگونه با کمک علم روانشناسی معاملات؛ درست بتوانید یک مدیریت سرمایه منطقی و حرفه ای داشته باشید تا بتوانید به موفقیت چشمگیر دست یابید. در سوی دیگر ماجرا، عده زیادی از معامله گران بسیار حرفه ای هستند اما در انتها هنگام انجام ترید، موفق نیستند و نمی توانند آنچه که به آن واقف هستند را انجام دهند؛ علت این موضوع نیز به عدم توجه به روانشناسی معاملات یا مدیریت سرمایه ربط دارد.

آموزش روانشناسی معاملات برای واقع بینی در ترید

آموزش واقع بینی در ترید

از نظر بسیاری از صاحب نظران حوزه بازارهای مالی یکی از مهمترین گام های تبدیل شدن به معامله گر واقع بین، دستیابی به دانش و سطح اهمیت واقع بینی است. به بیان دیگر رسیدن به دانش و سطح اهمیت واقعی بینی، می تواند یک معامله گر را در بازارهای مالی به مسیرهای بسیار روشن هدایت کند. شما نیز برای آن که اهمیت روانشناسی معاملات را فرا گیرید ضرروری است که به دو تفاوت عمده و اساسی بین تریدرها و تحلیلگرها واقف باشید.

اولین تفاوت این است که تریدرهای حوزه بازارهای مالی به طور کلی روانشناسی فردی و روانشناسی در معاملات را به درستی فرا گرفته اند و علت این موضوع به شرایط سخت بازار مربوط است؛ معامله گران برای آن که بتوانند در شرایط سخت بازار، خود را کنترل کنند و از موقعیت های ضررده دوری کنند نیاز دارند تا روانشناسی فردی و روانشناسی در معاملات را به درستی یاد گیرند.

دومین تفاوت معامله گر واقع بین این است که او به خوبی می داند در معاملات باید به چه مقدار سرمایه تزریق کند اما تحلیلگرها از آنجا که لزوما این نیست که تریدر باشند نسبت به مبحث روانشناسی اطلاعاتی نخواهند داشت؛ البته اگر تحلیلگر یا معامله گر بخواهد در این بازار موفق عمل کند باید آموزش روانشناسی در معاملات را دیده باشد.

بهتر است بدانید که اگر هدف شما فقط این باشد که به یک تحلیلگر تبدیل شوید بدون آن که روانشناسی فردی و معاملات را فرا گیرید، به هیچ سودی در معاملات دست نخواهید یافت و ممکن است ضررهای بسیار زیادی نیز در این حوزه متحمل شوید؛ زیرا بازارهای مالی همواره سرشار از نوسانات بسیار شدید هستند و اگر یک معامله گر نتواند به درستی خود را کنترل کند نمی تواند تصمیمات درستی را اتخاذ کند و در نهایت سرمایه خود را از دست می دهد. همه این عوامل موجب می شوند که روانشناسی فردی و معاملات از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد؛ یک معامله گر واقع بین، همواره به این دو مورد تسلط دارد.

راهکارهای مدیریت سرمایه در بازار فارکس برای واقع بینی در ترید

راهکار های مدیریت سرمایه در بازار فارکس برای واقع بینی در ترید

اگر شما نیز به عنوان یک معامله گر تصمیم دارید که سرمایه خود را به بازارهای مالی وارد کنید و با آن سرمایه، به معامله بپردازید باید دقت کنید که سرمایه ای که قصد دارید وارد بازار کنید و توسط آن معامله گری را شروع کنید باید ویژگی های خاص مربوطه را داشته باشد. اگر این ویژگی ها را نداشته باشد به هیچ عنوان این سرمایه را وارد بازار نکنید، خصوصا بازاری چون فارکس که داری نوسانات بیشتری در تایم پایین است. در ادامه به معرفی این ویژگی ها می پردازیم تا شما با آگاهی کامل، سرمایه خود را وارد بازار کنید.

1: اگر سرمایه خود را از طریق قرض به دست آورده اید به هیچ عنوان آن را وارد بازار نکنید

توجه داشته باشید سرمایه ای که از طریق وام به دست آورده اید به هیچ عنوان برای سرمایه گذاری در بازارهای مالی مناسب نیست. بهتر است بدانید هنگامی که شما سرمایه خود را وارد بازارهای مالی می کنید نباید سرمایه ای باشد که در مورد آن استرسی شما را آزار دهد. برای مثال هنگامی که شما سرمایه قرضی را وارد بازار مالی فارکس می کنید ناخودآگاه در مورد برگشت آن استرس می گیرید؛ یا تصور کنید وامی گرفته اید که هر ماه باید مبلغی را بازپرداخت داشته باشید، پس معاملات شما را تحت تاثیر قرار داده و برای شما استرس ایجاد می کند.

این بازار به شدت پویا است که ریسک بسیار بالایی دارد و هر لحظه به دلایل مختلفی مانند طمع یا عدم دقت، ممکن است سرمایه شما از بین برود؛ پس باید هر آنچه ممکن است که باعث شود شما احساساتی عمل کنید یا خطایی داشته باشید را از خودتان دور نگهدارید. سرمایه ای را وارد بازار کنید که پول مازاد شما باشد و به آن احتیاجی ندارید، در این حالت بخش بزرگی از استرس و اشتباهات را از خودتان دور خواهید کرد.

2: به هیچ عنوان تمام سرمایه خود را وارد بازار نکنید

2: به هیچ عنوان تمام سرمایه خود را وارد بازار نکنید

از مهم ترین مواردی که به عنوان یک معامله گر در آموزش روانشناسی معاملات باید بدان توجه کنید این است که نباید به یکباره تمام سرمایه خود را وارد این حوزه کنید زیرا در این صورت تمام سرمایه شما به خطر می افتد و ممکن است سرمایه خود را از دست دهید. تلاش کنید پس از این که استراتژی مورد نظر خود را طراحی یا انتخاب کردید به سویی حرکت کنید که مقدار کمی از سرمایه خود را به بازار وارد کنید و ریسک کار خودتان را بجای اینکه روی تمام سرمایه داشته باشید، روی یک پنجم سرمایه خودتان ریسک کنید.

پس در انتخاب استراتژی با توجه به سرمایه ای که دارید در حساب دمو تمرین کنید، شاید با خودتان بگویید که من کلا 1000 دلار دارم یک پنجم آن می شود 200 دلار که خیلی کم است. یک معامله گر می تواند حتی با مقدار بسیار کم یعنی 10 دلار وارد بازار فارکس شود و در این محیط به معامله بپردازد. توجه داشته باشید اگر در این حوزه سرمایه شما اندک است، مثلا همین 200 دلار و استراتژی شما سرمایه بیشتری نیاز دارد مثلا 1000 دلار، راه حل این است که سرمایه خودتان را در حساب سنتی استفاده کنید.

با اینکار سود و ضرر شما به سنت خواهد بود و قادر خواهید بود مدیریت سرمایه قوی را برای سرمایه های پایین نیز داشته باشید و با سرمایه پایین هم در این بازار سود کسب کنید. این مورد را در نظر داشته باشید که: حساب دمو را برای تمرین به میزان سرمایه خودتان حتی در حساب سنتی انتخاب کنید تا بتوانید مدیریت سرمایه را از همین ابتدای کار لحاظ کنید.

3: در هر معامله ای که انجام می دهید فقط روی پنج درصد سرمایه حساب ریسک کنید

3: در هر معامله ای که انجام می دهید فقط روی پنج درصد سرمایه حساب ریسک کنید

بهتر است بدانید که در روش های مدیریت سرمایه ما شاهد شیوه های متعدد برای روانشناسی در معاملات هستیم که معمولا مورد استفاده افراد قرار می گیرد. توجه داشته باشید در مناسب ترین روش، فقط می توانید بر روی تنها پنج درصد سرمایه خود ریسک کنید؛ به این معنی که استاپ لاس یا همان حد ضرر شما نهایتا باید 5 درصد سرمایه شما را در بر داشته باشد. به عنوان مثال اگر شما 100 دلار را بعنوان سرمایه اولیه قرار داده اید پس در یک معامله نهایتا باید 5 دلار را به عنوان حد ضرر مورد استفاده قرار دهید تا در یک یا چند معامله ضرر نکنید. لازم به ذکر است برای حساب هایی که مارجین بالاتری وجود دارد این عدد بین نیم یا یک درصد است.

مدیریت سرمایه به چه معنا است؟

بسیاری از افراد حاضر در بازارهای مالی معمولا یک تفکر اشتباه دارند و آن هم این است که فکر می کنند مدیریت سرمایه به معنی سود گرفتن از بازار مالی فارکس است اما بهتر است بدانید که این تفکر در انتها یک تفکر بسیار اشتباه است. مدیریت سرمایه در فارکس، در حقیقت به معنی ضرر نکردن در این بازار سرشار از ریسک است. اگر تعداد معامله گران فارکس را 100 نفر در نظر بگیریم، کمتر از 50 نفر دارای سبک و استراتژی فارکس مشخص هستند، از این 50 نفر نیز تنها 20 نفر استراتژی معاملاتی مناسب و منطقی دارند.

بر اساس نتایج مشخص از این 20 نفر هم تنها 3 تا 5 نفر هستند که مدیریت سرمایه را رعایت می کنند؛ برای همین است که همه جا می خوانید که 3 تا 5 درصد در بازار فارکس موفق هستند. در انتها باید بدانید که مدیریت سرمایه در بازار فارکس از اهمیت بالایی برخوردار است در حدی که می توانیم اهمیت آن را برابر یا حتی بالاتر از استراتژی معاملاتی بدانیم. مدیریت سرمایه در فارکس، یکی از اصلی ترین معیارهای واقع بینی در ترید است و البته اکثر معامله گران به این مقوله توجه کافی ندارند. شیوه های متعددی برای مدیریت سرمایه وجود دارد که هدف تمامی آنها، حفظ سرمایه شما در ضرر می باشد.

برای کسب اطلاعاتی در مورد دنیای رمزارزها و آموزش ارز دیجیتال، بر روی لینک کلیک کنید.

مهم ترین اصول مدیریت سرمایه در روانشناسی فارکس

واقع بینی در ترید چیست

در این بخش قصد داریم به بیان اصول اولیه و مهم مدیریت سرمایه بپردازیم، پیشنهاد می کنیم این بخش را به طور کامل و با دقت مطالعه کنید زیرا این بخش می تواند شما را به واقع بینی در ترید نزدیکتر کند.

گام اول: به هیچ عنوان در معاملات خود در بازارهای مالی از سرمایه مازاد بهره نبرید

بهتر است بدانید که استفاده از سرمایه مازاد در معاملات، در روانشناسی به عنوان یک اشتباه شناخته می شود. در مبحث مدیریت سرمایه، یک معامله گر باید سرمایه ای را وارد بازار کند که می تواند به راحتی بر روی آن سرمایه ریسک کند. به بیان دیگر تحمل ریسک بر سرمایه را دارا است و این بدان معنی است که معامله گر با یک سود محدود و یا یک ضرر دچار هیجان نشود زیرا هیجان کاذب موجب می شود که معامله گر به یکباره مدیریت صحیح سرمایه را در معاملات رها کند و در نتیجه با ضرر بسیار زیادی مواجه شود.

گام دوم: به درستی نسبت احتمال سود به نسبت ضرر را بررسی کنید

نکته بسیار مهمی که شما باید در بازارهای مالی رعایت کنید این است که به محض کوچکترین سیگنال وارد بازار نشوید. سعی کنید هیجان خود را کنترل کنید و سپس تمام جوانب را بسنجید و وارد معامله شوید. ابتدا بررسی کنید میزان حد ضرری که تعریف می کنید به نسبت میزان حد سودی که انتظار دارید یک درصد منطقی هست؟ عموما در استراتژی های مختلف این درصد متفاوت می باشد؛ از نسبت 1 به 1 شروع می شود تا درصدهایی که درصد سود چند برابر در صد ضرر می باشد، پس به هیچ وجه نباید میزان احتمال ضرر بیشتر از احتمال سود باشد.

اگر استراتژی که برای معامله انتخاب کردید به گونه ای است که درصد ضرر در هر معامله بیشتر از درصد سود می باشد، بدون کوچکترین تردیدی باید اقدام به تغییر استراتژی معاملاتی خودتان کنید.

البته باید توجه داشته باشید که بررسی نسبت سود به ضرر به این معنا است که اگر معامله گر از یک معامله، توقع 50 پیپ سود داشته باشد نهایتا باید حد ضرر در محلی که قرار می گیرد 50 پیپ باشد.

گام سوم: دلیلی ندارد به طور منظم و مداوم معامله کنید

آشنایی با واقع بینی در ترید

بسیاری از معامله گران حاضر در بازارهای مالی این عقیده اشتباه را دنبال می کنند که معامله به صورت مداوم، نشان دهنده حرفه ای بودن آن ها است؛ این افراد فکر می کنند که می توانند به درستی در هر شرایطی بازار را تحلیل کنند. توجه کنید که بسیار مهم است فقط زمان هایی وارد معامله شوید که تمامی شرایط یک معامله، فراهم است. معامله گران حرفه ای فارکس، گاهی ممکن است روزها و هفته ها هیچ معامله ای انجام ندهند و به دنبال یک موقعیت ایده آل برای معامله باشند، پس شما هم حرفه ای عمل کنید.

گام چهارم: سعی کنید به خوبی لوریج یا اهرم را درک کنید.

یک تفکر اشتباه در میان بسیاری از معامله گران بازارهای مالی وجود دارد و آن هم این موضوع است که هر چه قدر لوریج بالاتر باشد بهتر است یا اینکه لوریج بالا نشان دهنده سود زیاد است که باید بگوییم این تصور از ریشه اشتباه است. لوریج بالا در بسیاری از موارد برابر است با ضررهای بزرگتر نه سودهای بیشتر.

گام پنجم: از حد ضرر استفاده کنید

یکی از بزرگترین دلایلی که موجب می شود معامله گر ضررهای بسیار زیادی را در بازار فارکس متحمل شود عدم استفاده از حد ضرر است. شما نیز به عنوان یک معامله گر باید همواره یاد بگیرید که در تمام معاملات خود از حد ضرر استفاده کنید زیرا حد ضرر مانع این می شود که تمام سرمایه خود را از دست دهید.

برای کسب اطلاعاتی در مورد نحوه ثبت نام در صرافی مکسی به صورت تصویری، بر روی لینک کلیک کنید

گام ششم: از حجم ورودی منطقی استفاده کنید

حجم ورود به معاملات یکی از موارد دیگر است که باید حتما به آن دقت داشته باشید و به خوبی آن را رعایت کنید. همان طور که در قسمت بالا اشاره کردیم در هر معامله، درصد مشخصی از سرمایه شما باید مورد ریسک قرار بگیرد. برای تعیین این میزان ضرر که در یک معامله می توانید در حساب خودتان متحمل شوید علاوه بر اینکه باید از حد ضرر استفاده کنید باید به حجم ورودی دقت کنید.

به عنوان مثال اگر در یک معامله شما نهایت ضرری که می توانید متحمل شوید 20 دلار است پس باید دقت داشته باشید برای حد ضرری که مورد استفاده قرار می گیرد اگر از استاپ لاس 20 پیپ استفاده می کنید نهایت حجم ورودی شما می تواند 0.1 لات باشد و حتی کمتر، چرا که باید اسپرد را نیز لحاظ کنید.

گام هفتم: برای واقع بینی در ترید از طمع خوداری کنید

گام هفتم: از طمع خوداری کنید

حس طمع به این صورت است که هنگامی یک معامله گر چندین معامله را در شرایط درست انجام می دهد به یکباره به دلیل حس طمع به وجود آمده در درونش، به انجام معاملات با حجم بالاتر می پردازد که این مورد می تواند برای یک معامله گر بسیار مضر باشد و او را با ضررهای بسیار بزرگی مواجه کند؛ واقع بینی در ترید، معامله گر را از این شرایط حفظ می کند.

گام هشتم: واقع بینی در بازار مالی فارکس

از مهم ترین مواردی که موجب می شود یک فرد به معامله در بازار فارکس ترغیب شود می توان به این مورد اشاره کرد که او قصد دارد در یک مدت زمان بسیار کوتاه سود بسیار زیادی را به دست آورد. در این شرایط واقع بینی در ترید می تواند برای شما بسیار مفید واقع شود زیرا اگر به این تکنیک مسلط باشید می توانید به صورت کاملا منطقی به بازار نگاه کنید.

برای اطلاع از نحوه معامله با اسمارت مانی، بر روی لینک کلیک کنید.

گام نهم: فراموش نکنید هر اتفاقی چه سود چه ضرر یک تجربه است

سعی کنید تمام معاملات خود را به طور کامل بررسی کنید و از کنار معاملات خود به سادگی عبور نکنید. تلاش کنید از نکات ضعف و یا قوت خود درس بگیرید تا در معاملات دیگر، میزان خطای خود را به حداقل برسانید. تکنیک واقع بینی در ترید، موجب می شود که میدان دید شما در بازار به صورت چشمگیری افزایش یابد.

گام دهم: از معاملات با شک و تردید دوری کنید

هنگامی که یک موقعیت معاملاتی برای شما ایجاد می شود اما شک و تردید زیادی نسبت به این موقعیت دارید سعی کنید از انجام آن خودداری کنید. عدم اطمینان در بازارهای مالی، باعث بی ثباتی رفتاری در شما خواهد شد. اگر به دنبال مدیریت معاملات خودتان هستید حتما معاملات را در شرایط آرام و آگاهانه و بدون شک و تردید انجام دهید تا دچار مشکلات تحلیلی و روانی نباشید.

این دسته از معاملات، معمولا چه در سود باشند و چه در ضرر که اکثرا در ضرر هست در زمان کوتاهی بسته خواهد شد و همین بستن یک معامله خارج از پلن معاملاتی مشخص، مدیریت ریسک شما را مشکل خواهد کرد.

علی محمدی پور دوشنبه 25 دی 1402

یکی دیگر از اصطلاحات در دنیای ارز دیجیتال و بازارهای مالی سفارش همه یا هیچ است. هر فردی که در بازار ارزهای دیجیتال فعالیت می کند به دلیل جدید بودن این نوع فناوری باید اطلاعات کافی در مورد اصطلاحات و کلمات جدید آن داشته باشد. برای اینکه بتوانید با خیال راحت معامله کنید، باید گزینه های آن را بشناسید تا از تمام امکانات معاملاتی استفاده کنید و در صرافی گم نشوید. نکته مهم در معامله خرید و فروش این است که اطلاعات سفارش کافی را در اختیار داشته باشیم تا بتوانید با تحقیق از تمامی گزینه های سفارش مطلع شوید.

برای راحتی کاربر هنگام خرید و فروش سهام مورد نظر، بسته به نوع مبادله ای که انتخاب کرده است، گزینه های سفارش ممکن است دارای تفاوت هایی باشند. گزینه های سفارش شامل Market Order به معنای سفارش بازار، Stop Order به معنای توقف سفارش، Day به معنای سفارش در بازه روزانه و همچنین شرایط موجود در صرافی ها می باشد.

آشنایی با اصطلاح سفارش همه یا هیچ

آشنایی با اصطلاح سفارش همه یا هیچ

در این مقاله سعی داریم با عبارت All or Nothing Order که با مخفف کلمه AON استفاده می شود و معنی فارسی آن که به صورت سفارش همه یا هیچ استفاده می شود آشنا شویم. در حین معاملات، پس از ثبت سفارش و تعیین قیمت، زمانی که سفارش شما در لیست سفارشات موجود قرار می گیرد، بسته به نوع تنظیماتی که قبلا انجام داده اید، این سفارش انجام می شود. این نوع دستور یا باید به طور کامل اجرا شود یا اصلا اجرا نشود و ادامه پیدا نکند؛ یعنی بسته به مبلغی که تعیین می کنید باید به همان تعداد سفارش در صف خرید یا در صف فروش ثبت شود. این امر از تکمیل جزئی سفارشات جلوگیری می کند و به خریدار یا فروشنده اطمینان از قیمت ثابت برای کل حجم معاملات خود را می دهد. این دستور دقیقاً برخلاف دستور FOK عمل می کند. FOK مخفف Fill Or Kill و به معنای تکمیل یا لغو تراکنش است؛ به عبارت دیگر بلافاصله پس از ثبت سفارش خرید یا فروش باید تکمیل و یا به طور کامل لغو شود.

مثال هایی از سفارشات همه یا هیچ

فرض کنید یک سرمایه‌گذار سفارش AON را برای خرید 200 سهم از سهام مشترک مایکروسافت به قیمت 100 دلار برای هر سهم می‌دهد، به این معنی که این سفارش تکمیل نمی‌شود مگر اینکه تمام 200 سهم با قیمت 100 دلار خریداری شوند. سرمایه گذار هم تعداد سهام و هم قیمت مورد نیاز برای تکمیل سفارش را مشخص کرده است. دویست سهم در مقایسه با حجم معاملات روزانه سهام مایکروسافت، تعداد کمی از سهام برای خرید است، بنابراین اگر سهام در طول روز با قیمت 100 دلار معامله شود، احتمالاً سفارش تکمیل خواهد شد. توجه داشته باشید در حالی که مایکروسافت ممکن است با 100 دلار در هر سهم معامله شود، خرید 100,000 سهم به قیمت 100 دلار با استفاده از سفارش AON دشوارتر از خرید 200 سهم است.

موارد تاثیرگذار در تجزیه و تحلیل فنی با سفارش همه یا هیچ

موارد تاثیرگذار در تجزیه و تحلیل فنی با سفارش همه یا هیچ

بسیاری از مدیران پورتفولیو از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند که به عنوان بررسی الگوهای قیمت سهام و حجم معاملات تعریف می شود که ممکن است نیاز به استفاده از دستور AON برای ورود یا خروج از بازار داشته باشد. هنگامی که قیمت سهام بالاتر یا پایین تر از طیف وسیعی از معاملات معامله می شود، قیمت ممکن است روند آینده را نشان دهد.

به عنوان مثال، فرض کنید یک سهام بین 20 تا 25 دلار در هر سهم برای چند هفته معامله شود اما سپس به 27 دلار افزایش یابد. تحلیلگران فنی این الگوی معاملاتی را یک شکست می نامند، به این معنی که قیمت سهم همچنان به صعود خود ادامه می دهد. یک مدیر پورتفولیو می‌تواند سفارش AON را انجام دهد که مستلزم آن است کل سفارش با قیمت اولیه ۲۷ دلار خریداری شود، در نتیجه به مدیر اجازه می‌دهد تا از افزایش قیمت، سود کسب کند.

استفاده از تجزیه و تحلیل بنیادی با سفارش همه یا هیچ

مدیران پورتفولیو همچنین از تحلیل بنیادی استفاده می کنند که می تواند به عنوان مطالعه صورت های مالی و نسبت های مالی شرکت تعریف شود. مدیران وضعیت مالی یک شرکت را با یک معامله مشابه در همان صنعت مقایسه می کنند که اغلب می تواند به تصمیم آنها برای خرید یا فروش سهام آن شرکت کمک کند. همانطور که با تحلیل تکنیکال انجام می دهند، مدیران پورتفولیو از دستورات AON برای خرید و فروش سهام بر اساس تحلیل بنیادی استفاده می کنند.

برنامه سرمایه گذاری پنج ساله خود را ایجاد کنید

یک مشاور حرفه ای می تواند به ایجاد استراتژی کمک کند که به شما راهی به سمت آزادی مالی می دهد. با Unbiased، شروع کار آسان، سریع و رایگان است. Unbiased معتقد است که همه باید به راهنمایی های مالی مستقل از یک مشاور مالی واجد شرایط و تحت نظارت FCA دسترسی داشته باشند. با یک حرفه ای واجد شرایط هماهنگ شوید که برای دستیابی به اهداف مالی شما یک مشاوره اولیه رایگان به شما می دهد.

علی محمدی پور دوشنبه 18 دی 1402

استراتژی معاملات شبکه ای که افراد آن را با نام استراتژی گرید تریدینگ (Grid Trading) نیز می شناسند موضوع مورد بحث ما در این مقاله است. اگر برای شما نیز ماهیت این استراتژی سوال شده است باید بدانید که استراتژی گرید تریدینگ در حقیقت یک استراتژی بسیار کارآمد است که کاربران می توانند با قرار دادن سفارشات خرید و یا فروش خودکار برای سود بردن از نوسانات ارزهای دیجیتال از آن بهره ببرند. گرید تریدینگ را می توان به عنوان سبکی از معاملات الگوریتمی معرفی کرد که همواره با استفاده از ربات های معاملاتی شبکه ای، اجرای سفارشات را خودکار می کند.

Grid Trading چیست؟

Grid Trading چیست؟همانطور که در قسمت قبل گفتیم استراتژی گرید تریدینگ یک استراتژی معاملاتی به شکل خودکار است. هنگامی که یک معامله گر تصمیم می گیرد از آن استفاده کند، سفارش های متعدد خود را در سطوح بالاتر یا برعکس پایین تر از یک سطح قیمت از پیش تعیین شده قرار می دهد. در عین حال سفارشات خودکار به وسیله ربات های گرید تریدینگ برای ایجاد یک استراتژی معاملات شبکه موفق اجرا می شوند.

این استراتژی، یک استراتژی سیستماتیک است و همین امر موجب شده است که نقش افراد در انجام معاملات بسیار کم رنگ باشد. این استراتژی نقش معامله گر را در انجام معاملات محدود می کند، به بیان دیگر انجام معاملات به قضاوت ها و تصمیم گیری های فرد وابسته نیست؛ تنها کاری که باید یک معامله گر انجام دهد این است که سطوح قیمت را باید از قبل تعیین کند؛ زمانی که سطوح های قیمتی توسط معامله گر تعیین می شوند حال نوبت ربات های گرید تریدینگ است که استراتژی خود را بر روی معامله اجرا کنند.

چگونه با استراتژی Grid Trading معامله کنیم؟

چگونه با استراتژی Grid Trading معامله کنیم؟

شما اگر تصمیم دارید از این استراتژی برای انجام معاملات خود بهره ببرید باید برای اجرای این استراتژی، یک قیمت مرجع یا پایه را مشخص کنید؛ سپس نوع حرکات قیمت که آیا نزولی است یا صعودی را بررسی کنید و سفارشات خرید را زیر قیمت پایه و سفارشات فروش را بالاتر از قیمت پایه تنظیم کنید.

باید توجه داشته باشید که هر سفارش خرید، دارای یک سفارش فروش و هر سفارش فروش، دارای یک سفارش خرید است.

بعد از آن که قیمت پایه را مشخص کردید، بلافاصله باید فواصل میان اوردرهای خرید و فروش خود را تعیین کنید، برای درک بهتر این موضوع به مثال زیر توجه کنید:

برای مثال اگر قیمت پایه ۵۰۰ باشد و فاصله میان اوردرها را ۱۰ پیپ در نظر گرفته باشید، سفارشات خرید شما در قیمت ‌های ۴۹۰، ۴۸۰، ۴۷۰ و به ‌ترتیب با فاصله ده پیپ ثبت می ‌شوند. هر یک از سفارشات خرید دارای یک سفارش فروش هستند و در زمان مناسب به ‌طور خودکار توسط ربات به فروش می ‌رسد.

اگر بخواهیم سطوح قیمت را توضیح دهیم باید بگویم که سطوح قیمتی که توسط کاربران برای خرید و فروش در این استراتژی در نظر گرفته می شوند؛ همانند خطوط شبکه هستند و همین امر موجب شده است که کاربران استراتژی گرید تریدینگ را معاملات شبکه ای نیز بنامند، همچنین فاصله بین هر سطح قیمت خرید و فروش معمولا در این استراتژی به صورت یکسان تنظیم می شود.

برای کسب اطلاعاتی در مورد دنیای رمزارزها و آموزش ارز دیجیتال، بر روی لینک کلیک کنید.

ربات گرید تریدینگ چیست و نحوه کار آن به چه شکل است؟

ربات گرید تریدینگ چیست و نحوه کار آن به چه شکل است؟

در رابطه با ربات گرید تریدینگ باید بگوییم که این ربات ها در واقع الگوریتم ها یا کدهایی هستند که تمام تلاش خود را به کار می گیرند که از نوسانات قیمت ارز دیجیتال در یک محدوده از پیش تعریف شده سود به دست آورند. نقش معامله گر در استفاده از ربات این است که او با استفاده از پارامترها یا محدودیت هایی که برای ربات مشخص می کند، شبکه ای از معاملات را تنظیم می کند تا ربات در این محدوده به وجود آمده به ترید بپردازد.

دو استراتژی اصلی گرید تریدینگ کدامند؟

معامله در جهت روند

بهتر است بدانید که استراتژی معامله در جهت روند هنگامی کارآمد است که قیمت در یک جهت مشخص حرکت می کند. در این روش، سفارش خرید بالاتر از قیمت پایه و همچنین سفارش فروش زیر قیمت پایه قرار می گیرد.

معامله در خلاف جهت روند

دومین استراتژی، معامله در خلاف جهت روند است که در بازار خنثی و کم نوسان، بسیار کاربردی است. در این استراتژی سفارش فروش در بالای قیمت پایه قرار می گیرد و سفارش خرید پایین تر از آن، البته کنترل نشدن ریسک از مشکلات عمده این استراتژی است. اگر قیمت به ‌جای نوسان در یک جهت حرکت کند، موقعیت زیان دهی بزرگتری به وجود می ‌آید. در نهایت تریدر باید یک سطح توقف ضرر تعیین کند زیرا تریدرها قادر نیستند که به صورت نامحدود موقعیت های بازنده خود را که احتمال دارد بزرگتر هم شود را حفظ کنند و به ضررهای موجود ادامه بدهند.

مهم ترین مزایای استفاده از استراتژی گرید تریدینگ

 مهم ترین مزایای استفاده از استراتژی گرید تریدینگاستفاده از این استراتژی مزایای بسیار زیادی برای کاربران دارد ما در این قسمت از مقاله قصد داریم به بررسی این مزایا بپردازیم.

سادگی در اجرا

اولین مزیت استراتژی گرید تریدینگ سادگی در اجرا است، برخلاف تحلیل های دیگر مانند تحلیل فاندامنتال که باید کاربر همواره نظارت دقیق و مدام بر نوسانات و حرکات قیمت و بررسی عمیق پروژه مالی و کیفیت تیم توسعه دهنده آن داشته باشند، استفاده از استراتژی گرید تریدینگ فقط به قیمت به عنوان ورودی نیاز دارد.

علاوه‌ بر این، زمانی که قیمت مرجع یا پایه توسط معامله‌ گر تعیین شود، ربات بدون دخالت معامله‌ گر، استراتژی گرید تریدینگ را بر اساس داده‌ های خود اجرا می ‌کند و دیگر نیازی به نظارت مداوم بر بازار از سوی معامله ‌گر نیست. همین امر موجب شده است که معامله گران به استفاده از این استراتژی ترغیب شوند.

قابلیت تنظیم و شخصی سازی

این قابلیت نیز یکی از مهم ترین مزایای استراتژی گرید تریدینگ است، کاربرانی که قصد دارند از این استراتژی استفاده کنند می توانند با توجه به سلیقه و شرایط شخصی خود تعداد سطوح قیمتی که باید برای اجرای این استراتژی تعیین کنند را کم یا زیاد در نظر بگیرند و در عمل کاملا مستقل هستند. همچنین این استراتژی قابلیت ترکیب با دیگر استراتژی ‌های معاملاتی را نیز دارد که تحلیل تکنیکال یکی از رایج ‌ترین آنها است. این مورد یکی از مهم ترین مواردی است که کاربران می توانند در این استراتژی به آن دست یابند، مثلا کاربران می‌ توانند از خطوط روند به‌ عنوان قیمت مرجع استفاده کنند.

قابلیت سازگاری استراتژی گرید تریدینگ با روندهای موجود در بازار

قابلیت سازگاری استراتژی گرید تریدینگ با روند های موجود در بازار

اگر بخواهیم یک استراتژی مناسب برای معامله انواع مختلف روندها در بازار معرفی کنیم بدون تردید استراتژی گرید تریدینگ یکی از بهترین گزینه های موجود است؛ این درحالی است که ممکن است بازار روند داشته باشد و در یک جهت مشخص حرکت کند و یا این که در یک محدوده گیر کرده باشد.

البته نباید این موضوع را فراموش کنید که استفاده از استراتژی های مختلف همیشه سود آور نیست، شما باید بدانید که بازارهای مالی غیر قابل پیش بینی هستند و ممکن است با سرعت غیر قابل پیش بینی و بدون اینکه نشانه ‌های برگشت روند در آنها را ببینید، تغییر مسیر دهند و شما را غافلگیر کنند. بنابراین ایده بسیار خوبی است که برخی از تکنیک ‌های مدیریت ریسک را با آن ترکیب کنید تا بتوانید بهترین نتیجه ممکن را از آن کسب کنید.

استراتژی گرید تریدینگ به عنوان یک استراتژی پرکاربرد در بازارهای مالی

مدت زیادی است که کاربران از استراتژی گرید تردینگ در بازار فارکس استفاده می کنند؛ این بازار یکی از بزرگترین بازارهای مالی در جهان است که روزانه افراد بسیار زیادی از سراسر جهان به معامله در آن می پردازند. استفاده کاربران از استراتژی گرید تریدینگ در بازار فارکس، گویای این موضوع است که این استراتژی یک استراتژی مطمئن و آزمایش شده است؛ همچنین در حال حاضر نیز کاربران می توانند از این استراتژی در دیگر بازارهای مالی همچون کریپتو استفاده کنند.

عدم درگیری احساسی در معامله

عدم درگیری احساسی در معاملههمانطور که اطلاع دارید معامله در بازارهای مالی یا به طور کلی معامله گری یک شغل سرشار از استرس و درگیری های احساسی است. این مشکلات می توانند کاربر را از مسیر درست منحرف کنند و باعث اتخاذ تصمیمات نادرست در وی شوند که در نهایت موجب ضررهای غیر قابل جبران شوند. از مهم ترین و بنیادی ترین مزیت استراتژی گرید تریدینگ می توان به سیستماتیک بودن آن اشاره کرد، در استراتژی گرید تریدینگ قضاوت و احساسات کاربران در فرآیند معامله گری به کلی حذف می شود.

البته کنترل چنین احساساتی غیر ممکن نیست اما انجام این کار مستلزم شناخت چنین احساساتی است که سوگیری ‌های شناختی نامیده می‌ شود، سوگیری شناختی مجموعه رفتارها و احساساتی هستند که سرمایه‌ گذاران و معامله‌ گران از خود نشان می ‌دهند.

این احساسات و رفتارها چنان تاثیر مهمی بر سرمایه‌ گذاری و اتخاذ تصمیمات معاملاتی دارند که بخشی از کارکنان کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC)، روی این مسئله کار می‌ کنند؛ علاوه ‌بر این، این موضوع بخش مهمی از آزمون CFA (تحلیلگر خبره مالی) را به خود اختصاص می ‌دهد.

معایب گرید تریدینگ

توجه داشته باشید که گاهی اوقات این احتمال وجود دارد که بازارهای مالی به روشی که شما استراتژی گرید تریدینگ را طراحی کرده اید جلو نروند؛ به خصوص بازارهایی همانند ارز دیجیتال که دارای نوسانات بسیار شدید است، گاهی ممکن است معاملات گرید تریدینگ به ضرر شما به اتمام برسد.

از مهم ترین معایب استراتژی گرید تریدینگ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نوسانات شدید موجب می شوند که معامله گر نتیجه خوبی از استراتژی گرید تریدینگ کسب نکند.
  • در بازارهایی که روند یک طرفه دارند استراتژی گرید تریدینگ یک استراتژی نامناسب است.
  • اگر سهام یا ارز دیجیتالی که به صورت گرید تریدینگ معامله می ‌کنید به هر دلیل تعلیق شود ممکن است باعث زیان در معاملات شود و شما ضرر زیادی را متحمل شوید.
  • در شرایط حساس مانند وقوع یک اتفاق طبیعی که بازارهای مالی دچار تلاطم می ‌شوند، ممکن است سفارش‌ های گرید تریدینگ شما تکمیل نشود و متضرر شوید؛ پس پیشنهاد می کنیم در این مواقع از استراتژی گرید تریدینگ استفاده نکنید.

برای اطلاع از نحوه معامله با اسمارت مانی، بر روی لینک کلیک کنید.

چگونه می توان ریسک های موجود در استراتژی گرید تریدینگ را کم کرد؟

چگونه می توان ریسک های موجود در استراتژی گرید تریدینگ را کم کرد؟

اگر شما نیز قصد دارید یکی از افرادی باشید که از این استراتژی در معاملات خود استفاده می کنند، باید بدانید مواردی وجود دارند که اگر قبل از شروع استفاده از این استراتژی، باید انجام دهید. کارایی این استراتژی را تا جای ممکن بهبود می بخشد و همچنان ریسک های آن را نیز پایین می آورد.

برای این‌ کار باید از تکنیک‌ های مدیریت ریسک مانند حد ضرر (Stop-Loss)پوزیشن سایز (Position Sizing) و یا از هج گرید کمک بگیرید و آنها را در این استراتژی اعمال کنید، در قسمت زیر هر یک از تکنیک ها را بررسی می کنیم.

حد ضرر

همانطور که در قسمت های قبل گفتیم بازارهای مالی مخصوصا بازار ارزهای دیجیتال سرشار از نوسانات بسیار زیاد هستند و همین امر موجب شده است این بازار بی ثبات باشد، این بدان معنی است که ممکن است بازار آن طور که شما پیش بینی می کنید جلو نرود، و همچنین این استراتژی نیز چنان کارایی نداشته باشد، مثلا فرض کنید سفارش‌ های خرید خود را ثبت کرده‌اید اما بازار بدون برخورد به سفارش‌ های فروش ‌تان که بالاتر از سفارش ‌های خرید قرار گرفته ‌اند، مسیر خود را در روند نزولی پیش می ‌گیرد.

با ادامه ریزش بازار، معامله‌ گر بیشتر ضرر می ‌کند، از این رو، تنظیم حد ضرر می ‌تواند به کاهش یا کنترل ضرر در معاملات کمک کند.

هج گرید تریدینگ

یکی از استراتژی معاملاتی که می‌ توان با گرید تریدینگ ترکیب کرد، استراتژی هج است که سفارش ‌های خرید و فروش را در این استراتژی قرار می ‌دهد؛ در نتیجه این استراتژی را قادر می ‌سازد تا بدون توجه به افزایش یا کاهش قیمت، به ‌طور بالقوه سود کند. برای مثال، در بازار در حال سقوط، اگر سود حاصل از پوزیشن‌ های فروش از ضرر پوزیشن ‌های خرید بیشتر باشد، نتیجه کلی سود است.

حجم معاملات

تعیین حجم معاملات مناسب می تواند برای شما بسیار مفید باشد زیرا اگر حتی برخی از پوزیشن های کاربر در ضرر باشد تعیین حجم مناسب برای معاملات می تواند به کاهش ضرر معامله گر کمک کند و از میزان ضررهای موجود بکاهد. یک راه ساده برای تعیین حجم معاملات این است که مطمئن شوید هر معامله تنها درصد کمی از کل سرمایه شما را درگیر می ‌کند.

برای کسب اطلاعاتی در مورد نحوه ثبت نام در صرافی مکسی به صورت تصویری، بر روی لینک کلیک کنید

آیا استراتژی گرید تریدینگ همیشه برای معامله گران سود آور است؟

آیا استراتژی گرید تریدینگ همیشه برای معامله گران سود آور است؟

گرید تریدینگ همانطور که در قسمت های بالا گفتیم یکی از سودآورترین استراتژی هایی است که یک معامله گر می تواند استفاده کند اما باید بدانید که این استراتژی مانند دیگر استراتژی های بازارهای مالی، ریسک های مخصوص به خود را دارد. البته این ریسک ها به عوامل متعدد نیز وابسته است، در ادامه به بررسی عواملی که می توانند روند سودآوری این استراتژی را کم کنند می پردازیم:

  • نوسانات بازار: گرید تریدینگ در بازارهایی کاربرد دارد که نوسان قیمت بسیار کم است. اگر در بازارهایی فعالیت می کنید که میزان نوسان بسیار زیادی دارد، استفاده از این استراتژی می تواند منجر به هزینه های بالای تراکنش و زیان های احتمالی شود.
  • روند بازار: معاملات گرید در بازارهایی که روند مثبت یا منفی دارند کاربرد ندارد.
  • هزینه های بالای تراکنش ها: بهتر است بدانید که معاملات شبکه ای می توانند بر روی هزینه های تراکنش ها تاثیرگذار باشند و موجب شوند که کاربران برای حق کمیسیون هزینه زیادی بپردازند.
  • رویدادهای قوی سیاه: نوسانات شدید و غیر قابل پیش بینی در بازارهای مالی موجب می شوند که استراتژی های شبکه مختل شود و باعث زیان های زیادی برای کاربر شود.
  • اندازه و فاصله شبکه: فاصله‌ بین سطوح شبکه و تعداد سطوح در شبکه می ‌تواند بر سودآوری استراتژی تأثیر بگذارد و آن را تحت تاثیر بگذارد. ممکن است شبکه ‌ای که بیش از حد متراکم باشد فرصت‌ های سودآوری را کاهش دهد و نگذارد کاربران سود خوبی کسب کنند.
علی محمدی پور دوشنبه 11 دی 1402

اگر در بازارهای مالی حضور دارید بدون شک تاکنون اصطلاح هودل را شنیده و آشنایی کمی نیز با آن دارید. در بازار رمزارزها جمع کثیری از سرمایه گذاران علاوه بر اینکه در کسب سودهای کلان اشتراک دارند معمولا تصمیمات همسانی در بازه های زمانی مشخص اتخاذ می کنند. اندیکاتور Reserve Risk نیز به عنوان یک شاخص برجسته برای نمایش تصمیمات جمعی سرمایه گذاران شناخته می شود. ما در این مقاله به بررسی اندیکاتور Reserve Risk می پردازیم و یک دید جامع و کامل از عوامل تاثیرگذار بر روی آن برای شما ترسیم خواهیم کرد.

آشنایی با Reserve Risk

آشنایی با اندیکاتور Reserve Riskاندیکاتور Reserve Risk یا همان اندیکاتور ذخیره ریسک همواره به عنوان یک اندیکاتور چرخه ای شناخته می شود. اندیکاتور Reserve Risk همواره تعادل ریسک به ریوارد را به نسبت میزان اعتماد سرمایه گذارانی که به صورت بلندمدت سرمایه گذاری می کنند به آن دارایی نشان می دهد. در رابطه با اندیکاتورهای چرخه ای باید بدانید که اندیکاتورهای چرخه ای نامی است که معمولا به تعدادی زیادی از اندیکاتورها داده می شود که جهت حرکتی آنها، همسو با روند اقتصادی بوده و با تغییر این روند، خود تغییر جهت می ‌دهند و این تغییر، غیر قابل اجتناب است.

قبل از آن که به موضوعات مربوطه بپردازیم بد نیست بدانید که دستیابی به درک کامل و درست از این اندیکاتور، به درک درست مفهوم چند خط پیش رو وابسته است؛ برای اینکه شما بتوانید این مطالب را به طور کامل فرا گیرید سعی کردیم به طور کامل آن را توضیح دهیم.

همانطور که در بالا گفتیم وظیفه اصلی اندیکاتورها، طراحی یک شاخص بلندمدت برای نسبت خاص است اما شاید این سوال برای شما مطرح شود که این نسبت چیست؟ در جواب این سوال باید بگوییم که در واقع نسبتی بین قیمت فعلی و قیمت آتی مد نظر سرمایه ‌گذاران بلندمدت است که توسط اندیکاتورها، این نسبت را با عبارات دیگری چون نسبت مابین انگیزه فروش و هزینه فرصت عدم فروش نیز نشان می ‌دهند.

بعد از مطالعه مطلب بالا بدون شک متوجه شدید که ما عبارت قیمت فعلی را با انگیزه فروش و عبارت قیمت آتی مدنظر سرمایه ‌گذاران بلندمدت را با هزینه‌ فرصت عدم فروش معادل یکدیگر قرار دادیم.

اگر بخواهیم این موضوع را به صورت ساده بیان کنیم باید بگوییم افرادی که سفارش فروش را ثبت می کنند، قیمت فعلی یک سهم یا ارز را حداکثر قیمت ممکن می ‌دانند؛ این همان انگیزه فروش است. کسانی که اقدام به فروش یک سهم نمی‌ کنند و تصمیمی مبنی بر فروش سهام خود ندارند و به دنبال فرصت مناسب برای فروش هستند؛ این افراد عقیده دارند که قیمت آتی از قیمت فعلی بالاتر خواهد رفت که این همان هزینه‌ فرصت عدم فروش است.

برای کسب اطلاعاتی در مورد دنیای رمزارزها و آموزش ارز دیجیتال، بر روی لینک کلیک کنید.

نحوه محاسبات اندیکاتور Reserve Risk

نحوه محاسبات اندیکاتور Reserve Risk

اندیکاتور ذخیره ریسک در واقع یک نسبت میان قیمت کنونی یک رمزارز و HODL Bank آن است اما اندازه گیری و محاسبه این نسبت به چند مرحله محاسباتی نیاز دارد. اندیکاتور Coin Days Destroyed یا “CDD” نقش مهمی در انجام این محاسبات خواهد داشت، در ادامه به سه گام مطرح شده توجه کنید.

گام اول

در مرحله اول برای محاسبه اندیکاتور Reserve Risk باید شاخص مشتق شده از CDD را به دست آورید که “VOCDD” نام دارد.

گام دوم

در مرحله دوم باید مقدار “HODL Bank” را محاسبه کنید، هر روزی که یک رمزارز در بازار نگهداری می‌ شود نشان دهنده این است که مالک آن قصد فروش ندارد و تبادل آن را به تعویق انداخته است، این به تعویق انداختن می ‌تواند نشان دهنده اعتقاد و علاقه معامله ‌گران به آن دارایی باشد که از آن به عنوان «هزینه فرصت انباشته شده» یاد می ‌شود، حال این کمیت را که همان HODL Bank است با محاسبه تفاوت میان ارزش کنونی (انگیزه فروش) یک دارایی با میانه VOCDD به دست می ‌آورید.

ممکن است این سوال در ذهن شما ایجاد شود که چرا به جای میانگین در این محاسبات از میانه استفاده می ‌شود؟ دلیل آن در ساختار این دو مفهوم خلاصه می ‌شود. شما هنگام محاسبه میانه، تمام داده‌ های پرت آماری را از روند محاسباتی خود خارج می‌ کنید، در این صورت نتیجه به دست آمده تحت تأثیر حالت‌ها و شرایط خاص قرار نمی‌ گیرد. در نهایت نیز زمانی که تفاوت بین قیمت کنونی و میانه VOCDD را محاسبه کردید، باید سیگمای تعداد روزهای مورد نظر خود را محاسبه کنید تا شاخص HODL Bank در آن بازه زمانی خاص محاسبه شود.

گام سوم

مرحله آخر محاسبه اندیکاتور Reserve Risk راحت ‌ترین قسمت انجام این معاملات است، حال که قیمت فعلی و هزینه فرصت خرج نشده جمعی (HODL Bank) را دارید، کافی است آنها را در یک کسر قرار داده و نسبت آنها را محاسبه کنید.

برای کسب اطلاعاتی در مورد نحوه ثبت نام در صرافی مکسی به صورت تصویری، بر روی لینک کلیک کنید.

اصول کلی اندیکاتور Reserve Risk

اصول کلی اندیکاتور Reserve Risk

در بازارهای مالی معمولا رمزارزی که در بازه زمانی 24 ساعته فروخته نشود در کمیتی تحت عنوان کوین روز ذخیره می شود. این کمیت فاش می کند که یک کوین چه مدتی در آن به صورت دست نخورده ذخیره شده است، این کمیت ابزار خوبی برای سنجش میزان اعتقاد هولدرهای بلندمدت به یک کوین است.

هنگامی که قیمت یک ارز دیجیتال افزایش پیدا می کند، معمولا انگیزه فروش و شناسایی سود از سوی معامله گران افزایش پیدا می کنند. در این شرایط اکثرا می ‌بینیم هولدرهایی که دست ‌بالای قدرت را در اختیار دارند، معمولا در بازارهای گاوی (صعودی) رمزارز خود را به فروش می‌ رسانند و سود خوبی نیز کسب می کنند.

هنگامی که افزایش قیمت رخ می دهد، هولدرها معمولا تلاش می کنند در برابر وسوسه فروش کوین خود مقاومت می کنند. این اقدام جمعی هولدرها را می توان به عنوان هزینه فرصت شناخت، هر روزی که هولدرها از فروش کوین خود صرف ‌نظر می‌ کنند، شاخصی تجمعی تحت عنوان هزینه فرصت خرج ‌نشده را افزایش می‌ دهد (این شاخص با نام HODL Bank نیز شناخته می ‌شود).

اندیکاتور Reserve Risk نسبتی مابین قیمت فعلی (انگیزه فروش) و هزینه فرصت تجمعی (HODL Bank) است؛ به ‌عبارت ‌دیگر، Reserve Risk انگیزه فروش را با قدرت هولدرهایی که در برابر وسوسه فروش مقاومت کرده اند، مقایسه می‌ کند.

نوسانگر Reserve Risk، می ‌تواند نوسانی مطابق با چرخه‌ های بلندمدت (صعودی/ نزولی) بازار داشته باشد، نقاط عطف این شاخص می ‌تواند بسیار نزدیک به تغییر جهت بازار باشند؛ یعنی نقاط عطفی که در نزدیکی قله ‌های صعودی بازار یا نقاطی در نزدیکی انتهای یک بازار نزولی قرار دارند.

نحوه تفسیر اندیکاتور Reserve Risk

نحوه تفسیر اندیکاتور Reserve Risk

معمولا در اندیکاتور Reserve Risk هر حالت نشان دهنده یک وضعیت خاص و مشخص از روند بازار است. بهتر است بدانید که برای بررسی این نمودارها، یک چارچوب جامعی وجود دارد. در ادامه به بررسی حالت های مختلف اندیکاتور Reserve Risk می پردازیم تا شما نیز با آنها آشنا شوید.

Reserve Risk پایین

اولین حالت Reserve Risk پایین است، در توضیح این حالت می توان گفت که هنگامی که افراد حاضر و فعال در بازار رمزارزها نسبت به دارایی خود علاقه و اعتماد پیدا می کنند و نسبت به آنها مطمئن هستند. معمولا هزینه فرصت با افزایش بسیار زیادی مواجه می شود، قیمت آن دارایی نیز در چنین شرایطی کم است و در همین راستا می ‌توان گفت که ریسک به ریوارد نسبتا خوبی برای سرمایه‌ گذاری وجود خواهد داشت.

Reserve Risk پایین‌ تر

دومین حالت Reserve Risk پایین‌ تر است که در این شرایط قیمت دارایی مورد نظر از قیمت واقعی خود کمتر است. چنین شرایطی معمولا بلندمدت و پایدار است زیرا فرایند انباشته شدن هزینه فرصت معمولا فرایند زمان‌ بری است؛ ضمن اینکه نقاط عطف پایینی در نمودار Reserve Risk در این حالت نشان دهنده یک بازه زمانی طولانی مدت از انتهای بازار خرسی تا ابتدای بازار گاوی است.

Reserve Risk بالا

سومین حالت زمانی است که معامله ‌گران و سرمایه گذاران نسبت به ارز دیجیتال مورد نظر خود اعتقاد و علاقه کمتری داشته باشند، نسبت به فروش آن نیز تمایل نشان می ‌دهند زیرا هیچ امیدی برای نگه داشتن آن دارایی ندارند. در چنین شرایطی هزینه فرصت کاهش پیدا می ‌کند و قیمت دارایی نیز کم است؛ بنابراین می ‌توان نتیجه گرفت که ریسک پاداش چشمگیری برای سرمایه ‌گذاری در این شرایط وجود نخواهد داشت.

Reserve Risk بالاتر

این حالت از اندیکاتور Reserve Risk ممکن است برای معامله ‌گران یک هشدار باشد زیرا قیمت ارز دیجیتال مورد نظر در این حالت از ارزش واقعی خود بیشتر است. در واقع آنچه در بازار می‌ بینید سرابی بیش نیست و در اصطلاح یک حباب قیمتی مشاهده می ‌کنید، طبیعی است که این فرایند کوتاه مدت و پرشتاب باشد. این افزایش قیمت ممکن است انگیزه فروش را افزایش دهد، بنابراین نقاط بالایی اندیکاتور ذخیره ریسک حدودا از میانه‌ های یک بازار گاوی شروع می ‌شود و پس از گذشت از قله‌ ها در جهتی معکوس به حرکت خود ادامه می ‌دهد.

برای اطلاع از نحوه معامله با اسمارت مانی، بر روی لینک کلیک کنید.

اندیکاتور Reserve Risk چه کمکی به تحلیلگران می کند؟

اندیکاتور Reserve Risk چه کمکی به تحلیل گران می کند؟ همانطور که در قسمت های قبل بیان کردیم، اندیکاتور Reserve Risk همواره در بازارهای مالی به عنوان ابزاری برای تحلیل تکنیکال شناخته می شود. اندیکاتور Reserve Risk همواره به تحلیلگران بازارهای مالی کمک شایانی می کند، این اندیکاتور به صورت کامل رفتار جمعی سرمایه گذاران را در رابطه با یک دارایی تجزیه و تحلیل می کند؛ ضمن اینکه این تصمیمات جمعی در بازار کریپتو، تأثیر چشمگیری روی سرنوشت و آینده یک رمزارز خواهد گذاشت.

اگر شما به عنوان یک معامله گر در بازارهای مالی فعالیت می کنید، برای اینکه بتوانید یک رمزارز را برای مدت بسیار طولانی در کیف پول خود ذخیره کنید یا به بیان دیگر بر روی این رمزارز به سرمایه گذاری بلندمدت بپردازید؛ باید علاوه بر رفتار احتمالی آن دارایی در بازار، نسبت به تاریخچه آن، تیم توسعه دهنده آن و نظرات سایر سرمایه ‌گذاران نسبت به آن نیز آگاهی داشته باشید و این اطلاعات را به صورت کامل بررسی کنید. اندیکاتور Reserve Risk می‌ تواند در این زمینه شما را همراهی کند و اطلاعات بسیار مفیدی در اختیار شما قرار دهد.

کاربرد اندیکاتور ذخیره ریسک

کاربرد اندیکاتور ذخیره ریسک

احتمالا تاکنون متوجه شده‌اید که اندیکاتور Reserve Risk انگیزه و علاقه جمعی سرمایه ‌گذاران و معامله‌ گران به نگهداری یک دارایی را در مقایسه با قیمت کنونی آن دارایی می ‌سنجد. قیمت فعلی یک دارایی روی این شاخص تأثیر زیادی دارد اما بیشتر از آن نرخ HODL Bank است که روی نوسانات آن تأثیرگذار است. برای اینکه متوجه شوید چه زمانی بهتر است از این شاخص استفاده کنید، باید نسبت به کاربردهای آن در شرایط مختلف مسلط باشید تا بتوانید از این اندیکاتور به شکل درست بهره ببرید.

زمانی که هزینه فرصت خرج نشده جمعی یک دارایی افزایش پیدا می ‌کند احتمال وقوع دو حالت وجود دارد؛ در این دو حالت بهتر است برای خرید یا فروش آن دارایی مورد نظر اقدام نکنید و از معامله آن اجتناب کنید. حالت اول مربوط به زمانی می‌ شود که ارزش کوین نسبت به قیمت واقعی خود کمتر است که “Undervaluation” نام دارد و معمولا طولانی مدت است؛ این حالت معمولا در نیمه دوم بازارهای نزولی و نیمه ابتدایی بازارهای صعودی مشاهده می ‌شود. حالت دوم نیز مربوط به زمانی می‌ شود که قیمت دارایی مورد نظر نسبت به قیمت واقعی خود بیشتر است که “Overvaluation” نام دارد و معمولا کوتاه مدت است؛ این حالت اغلب در رالی‌ های صعودی با شیب تند مشاهده می ‌شود.

اندیکاتور Reserve Risk یک نمودار لگاریتمی است، قیمت فعلی این دارایی هنگام محاسبه این نمودار در صورت کسر قرار دارد و به همین دلیل است که امکان تغییرات نمایی در مقدار آن وجود دارد. این ویژگی به یکی از کاربردهای اصلی این نمودار منتهی می ‌شود، زمانی که شما قصد داشته باشید روند طولانی مدت یک دارایی را بررسی کنید. عموما نمودارهای غیر لگاریتمی یا حسابی کاربری ندارند و استفاده از آنها نیز نمی تواند برای شما مفید باشد زیرا تغییرات قیمت را به شکل خطی نمایش می ‌دهند و توانایی نمایش امواج صعودی و نزولی موجود در بازار را ندارند؛ دقیقا در همین قسمت است که نمودار Reserve Risk به کمک تحلیلگران می ‌آید و آنان را راهنمایی می کند.

علی محمدی پور دوشنبه 3 مهر 1402

از زمان تولد اینترنت و آغاز عصر دیجیتال، امنیت انتقال داده ها همواره در لیست مهمترین موضوعات دنیای فناوری بوده است. امروزه ارزش داده ها حتی بیشتر از ارزها و کالاهای فیزیکی است. در همین حال، برخی از پروتکل ها مانند HTTPS تا حد زیادی در حل مشکلات امنیت داده ها موفق بوده اند اما غول های فناوری مانند مایکروسافت به تلاش برای ارائه ابزارهای پیشرفته تری ادامه می دهند. در این میان پلتفرم اورکریپت (EverCrypt)، به عنوان جدیدترین محصول این شرکت توانسته توجه بسیاری از کاربران امنیتی را به خود جلب کند. برای آشنایی بیشتر با این اصطلاح تا انتهای مقاله با ما همراه باشید.

اورکریپت، تایید کننده امنیت با علم ریاضی

مایکروسافت به عنوان یکی از غول های عرصه فناوری در سال های اخیر نگاهی جزئی به حوزه امنیت داده ها داشته است. این شرکت پس از چندین سال تلاش و انتشار پروژه های مختلف، نتیجه تلاش خود را در قالب پلتفرم EverCrypt در اختیار کاربران خود قرار داده است. این پلتفرم یک ارائه دهنده خدمات مرتبط با رمزنگاری است. به عبارت دیگر، EverCrypt را می توان به عنوان یک ماژول نرم افزاری مستقل برای پیاده سازی الگوریتم های مرتبط با رمزگذاری در نظر گرفت. این ماژول می تواند برای اهداف مختلفی مانند احراز هویت، رمزگذاری داده ها و رمزگذاری استفاده شود.

توسعه این پلتفرم حاصل همکاری مایکروسافت با گروهی از کارشناسان دانشگاهی است. گروه توسعه دهندگان EverCrypt با نام تیم Project Everest نیز شناخته می شود. پلتفرم EverCrypt بر اساس زبان برنامه نویسی جدید F* است و از رمزهای بلاکی، منحنی های بیضی و توابع هش بر اساس همان زبان برای عملکرد خود استفاده می کند. به گفته توسعه دهندگان، کتابخانه رمزگذاری استفاده شده در این پروژه می تواند امنیت ارتباطات و انتقال داده ها را با قطعیت ریاضی تضمین کند.

اورکریپت، ترکیبی از پروژه های خاص

پلتفرم EverCrypt در ابتدای راه اندازی به اندازه کافی کامل و قابل استفاده نبود. در نتیجه، تیم توسعه آن تصمیم گرفت این API کریپتو کراس پلتفرم را با دو پروژه دیگر، HACL* و Vale ادغام کند. HACL* یک کتابخانه رمزنگاری اولیه است که توسط تیم پروژه اورست توسعه یافته است. Vale همچنین یک زبان برنامه نویسی مخصوص دامنه است.

هدف اولیه این پروژه ارائه مکانیزم جایگزین برای TLS بود. قبل از راه‌اندازی عمومی اورکریپت، تیم توسعه‌دهنده آن در یک پست وبلاگی این پلتفرم را یک «پروژه جاه‌طلبانه» نامید که «با اطمینان ریاضی، حریم خصوصی و امنیت داده‌ها را در انتقال و ارتباطات تضمین می‌کند». به گفته تیم توسعه اورکریپت، ادغام الگوریتم های رمزگذاری مستقل یکی از اجزای مهم این پروژه است. با توجه به پیچیدگی دنیای رمزنگاری، جای تعجب نیست که یکی از کتابخانه‌های این حوزه دارای شکاف باشد اما ترکیب مناسب این الگوریتم ها می تواند ایرادات هر یک از آنها را جبران کرده و به یک محصول نهایی بی نقص منجر شود.

هر پروژه اورکریپت، باید یکی از سه ویژگی زیر را داشته باشد:

جامع بودن: این پلتفرم باید بتواند تمام قابلیت های مورد نظر توسعه دهندگان خود را پوشش دهد. به عبارت دیگر الگوریتم های مهمی مانند رمزگذاری و امضای نامتقارن و متقارن، هش و استخراج کلید باید به عنوان پایه در این کتابخانه موجود باشد.

چابکی: استفاده از یک رابط کاربری یکپارچه در چنین پلتفرمی ضروری است زیرا اگر یکی از الگوریتم ها خراب شود باید خیلی ساده و سریع آن را تغییر داد.

قابلیت چندگانه سازی: یک کتابخانه کامل باید قابلیت چندگانه سازی داشته باشد اما انتخاب بین چندین ویژگی باید به صورت خودکار انجام شود و نه توسط توسعه دهندگان.

تاثیر اورکریپت در بازار ارز دیجیتال و بلاک چین

دنیای شبکه های بلاک چین و ارزهای دیجیتال پیوندی مستقیم و جدایی ناپذیر با موضوع انتقال داده دارد. از سوی دیگر، با توجه به پیوند این حوزه با مسائل اقتصادی، ایجاد یک مسیر امن برای انتقال داده ها، موضوعی ضروری در این مورد است. خوشبختانه پلتفرم اورکریپت علاوه بر حل این مشکلات، توانست بخش دیگری از چالش های فین تک و اقتصادی دنیای بلاک چین را نیز حل کند. در ادامه به برخی از کاربردهای EverCrypt در حوزه بلاک چین و ارزهای دیجیتال می پردازیم.

برطرف کردن مشکل احراز هویت

وقتی نوبت به امور مالی می رسد، احراز هویت دقیق کاربران برای دسترسی به حساب و دارایی آنها یک موضوع اساسی و مهم خواهد بود. از سوی دیگر، با توجه به اصل محرمانه بودن در شبکه های بلاک چین، همچنان شاهد مشکل بزرگی در احراز هویت کاربران و ناشناس بودن آنها هستیم. پلتفرم اورکریپت، می تواند به عنوان یک راه حل موثر برای شناسایی خودکار کاربران و دسترسی به دارایی ها بدون افشای نام آنها استفاده شود. به لطف وجود این پلتفرم، هر کاربر می تواند به صورت ایمن و بدون نگرانی از افشای اطلاعات به حساب و دارایی خود دسترسی داشته باشد. این فرآیند به صورت خودکار و با رعایت تمامی پروتکل های امنیتی مورد نیاز برای شناسایی کاربران انجام می شود.

بهبود امنیت معاملات در صرافی

در سال های اخیر، بسیاری از صرافی های غیرمتمرکز مورد حمله هکرها قرار گرفته و دارایی های بسیاری از کاربران به سرقت رفته است. اگرچه این صرافی ها از آخرین استانداردهای امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات سایبری استفاده کرده اند اما تا زمانی که فرصتی برای نفوذ وجود داشته باشد، هکرها دست از تلاش بر نمی دارند.

البته در حوزه امنیت، قطعیت ریاضی چالش ساده ای برای حملات سایبری نخواهد بود! اورکریپت با ارائه تضمینی فوق العاده برای حفاظت از اطلاعات و فرآیند انتقال داده، به عنوان یک مانع قدرتمند در برابر حملات هکرها ظاهر خواهد شد. با وجود این سپر محافظ، کاربران ارزهای دیجیتال نیز از بابت امنیت دارایی های خود احساس آرامش خواهند کرد و شاهد افزایش سرمایه گذاری در این زمینه خواهیم بود.

افزایش امنیت برنامه های غیرمتمرکز

یکی دیگر از کاربردهای اورکریپت مربوط به حوزه اپلیکیشن های غیرمتمرکز یا DApps است. این دسته از نرم افزارها به عنوان یک رابط شخص ثالث به کیف پول کاربران متصل شده و کارکردهای مختلفی را از طریق ارزهای دیجیتال به آنها ارائه می دهد اما نگرانی های امنیتی با این رابط های شخص ثالث باعث شده است تا کاربران کمتر از آنها استفاده کنند. حتی اگر کیف پولی که استفاده می کنید از امنیت بالایی برخوردار باشد، استفاده از DApp با مشکلات امنیتی می تواند دارایی های شما را در معرض خطر بزرگی قرار دهد.

با این حال، ظهور پلتفرم های امنیتی مانند EverCrypt ممکن است این چالش را برای همیشه فراموش کند. مقاومت کامل این پلتفرم در برابر حملات کانال جانبی و سایر حملات شخص ثالث، دست هکرها را از این روش کوتاه کرده است. اگر به خدمات گسترده و متنوع برنامه های غیرمتمرکز علاقه مند هستید اما به دلایل امنیتی نمی توانید به چنین نرم افزارهایی اعتماد کنید، گسترش استفاده از اورکریپت در صنعت بلاک چین می تواند تاثیرگذار باشد.

علی محمدی پور يکشنبه 5 شهريور 1402

استراتژی لاک پشت اولین بار در سال 1983، توسط دو تریدر بزرگ در بازار کامودیتی به نام‌ های ریچارد دنیس و ویلیام اکسلی، ساخته شد. آنها به صورت آزمایشی استراتژی لاک پشت را برگزار کردند تا ثابت کنند هر فردی می ‌تواند ترید را بیاموزد و یادگیری ترید آنگونه که به نظر می رسد دشوار و غیر قابل یادگیری نیست. در این روش، معامله ‌گران بازارهای مالی با شناسایی شکست حمایتی یا لحظه اوج گرفتن قیمت در یک روند نزولی خرید می‌ کنند و از سود روند صعودی تا شکست مقاومتی یا لحظه نزولی شدن بهره می ‌برند و از این طریق سود قابل توجهی کسب می کنند.

در این روش از میانگین‌ های نموداری 20 روزه برای تعیین موقعیت ‌های خرید و فروش استفاده می‌ شود. ترید لاک پشتی به این ترتیب یک نوع اصلاح شده و خاص از استراتژی رنج تریدینگ یا دنبال کردن ترند است که فرض اصلی آن این است که ترندها حدود سه هفته یا 20 روز طول می‌کشند. البته منتقدان این استراتژی بر این باورند که این استراتژی در دهه 1980 در بازارهای سهام کارساز بود و حال با گذشت زمان کارایی این استراتژی به طور چشم گیری کاهش یافته است.

آزمایش استراتژی لاک پشتی

آزمایش استراتژی لاک پشتی

استراتژی لاک پشت در اوایل دهه 1980 در سراسر جهان مشهور شد؛ دنیس به ‌طور گسترده‌ای در جهان‌ ترید، به‌ عنوان یک موفقیت برتر شناخته می ‌شد. او به دلیل مهارت خود در انجام ترید در مدت بسیار کمی توانست به یکی از بهترین تریدرهای جهان تبدیل شود. او توانسته بود سرمایه اولیه‌ای کمتر از 5,000 دلار را به بیش از 100 میلیون دلار تبدیل کند و این عدد در آن سال مانند یک رکورد بزرگ بود و همین باعث شد وی بتواند به یکی از بهترین تریدرهای جهان تبدیل شود.

او و شریکش، اکسلی، درباره موفقیت خود بارها بحث و گفتگو کردند؛ آن ها مدت زیادی را در مورد این موضوع بحث کردند و به نظر می رسید که گویا کمی اختلاف نظر در بین آن ها وجود دارد. دنیس باور داشت هرکسی می‌ تواند معامله در بازارهای فیوچرز را آموزش ببیند و عملی کند. او بر این باور بود که فعالیت در بازارهای مالی مستلزم فراگیری آموزش های لازم است و افراد عادی نیز می توانند با فراگیری علم بازارهای مالی در این بازارها فعالیت کنند؛ در حالیکه اکسلی دوست او این نظر را نداشتY او ادعا می ‌کرد دنیس استعدادی ویژه دارد که می ‌تواند از معامله تا این حد سود ببرد و وجود یک استعداد ذاتی برای فعالیت در این بازارها امری ضروری است.

دنیس برای آنکه بتواند درستی عقایدش را به همگان ثابت کند و بتواند افراد را به فراگیری بازارهای مالی ترغیب کند تصمیم گرفت آزمایش را برگزار کند تا این ذهنیت را پاک کند. او گروهی از افراد را پیدا کرد تا قوانین خود را به آن ‌ها آموزش دهد و سپس آن‌ها با پول واقعی معامله کنند. او سعی داشت به این افراد شیوه درست معامله کردن را بیاموزد و ایمان داشت با آموزش صحیح این افراد به مهارت های لازم دست می یابند. دنیس به اندازه‌ ای به ایده ‌های خود اعتقاد داشت و مطمئن بود که واقعاً به تریدرها پول خود را برای معامله داد و به آموزش های خود اعتماد کرد.

چون این افراد مهارت کمی در معامله داشتند دوره آموزشی دو هفته طول می‌کشید و قابل تکرار بود. دنیس سعی داشت با دقت فراوان این مهارت ها را به آن ها آموزش دهد او دانش‌آموزان خود را «لاک پشت» می ‌نامید زیرا سرعت آن ها در یادگیری کمی کند بود، این اسم الهام گرفته از مزارع لاک پشتی بود که در سنگاپور دیده بود و قصد داشت شاگردانش را به همان سرعت و کارآمدی لاک پشت‌ های مزارع پرورش و توسعه دهد.

شکل گیری استراتژی لاک پشت

شکل گیری استراتژی لاک پشت

دنیس برای اینکه بتواند عقاید خود را به دیگران ثابت کند آگهی‌ در روزنامه «وال استریت ژورنال» قرار داد و هزاران نفر درخواست دادند از کسانی که به ‌طور گسترده در دنیای معامله کامودیتی به ‌عنوان استادان شناخته می ‌شدند، هنر معامله را یاد بگیرند. آن ها در این مسابقه شرکت کردند اما تنها ۱۴ نفر توانستند از آزمون اولیه «لاک پشت» عبور کنند؛ این افراد در واقع افراد منتخب دنیس برای آموزش بودند. هیچ‌ کس به ‌طور دقیق معیارهایی را که دنیس استفاده کرد نمی ‌دانست اما فرایند شامل یک سری موارد صحیح یا غلط بود که تعدادی از آن‌ها را در زیر می‌توانید مشاهده کنید:

در معاملاتی که یک تریدر انجام می دهد سود کلان زمانی حاصل می شود که معامله گر می ‌تواند پس از یک روند نزولی قوی در سطح ‌های پایین ورودی داشته باشد در این صورت او می تواند به هدف خود که کسب سود است برسد.

در این روش معامله گر باید بداند که دنبال کردن همه نقل و قول‌ها در بازارهایی که در آن ‌ها معامله می کند برای او مفید نیست و او باید از این عمل امتناع کند، در این صورت است که می تواند در بازار مالی موفق عمل کند.

مناسب است که نظرات دیگران درباره بازار دنبال شوند.

هنگام آغاز معامله، باید با دقت مشخص کنید که در صورت وقوع ضرر، کجا باید معامله را خاتمه دهید و این عمل باعث می شود شما بتوانید از وقوع ضرر بیشتر جلوگیری کنید.

طبق روش لاک پشتی، عبارت 1 و 3 نادرست اما عبارت‌های 2 و 4 صحیح هستند.

آیا استراتژی ترید لاک پشتی توانست مفید باشد؟

هنگامی که دنیس تصمیم گرفت این استراتژی را عملی کند راسل سندز (Russell Sands) یکی از لاک پشت‌ هایی بود که در این کلاس پرورش یافت. راسل سندز ادعا کرده دو گروهی که توسط شخص ریچارد دنیس آموزش دیدند توانستند در کمتر از پنج سال 175 میلیون دلار سود کسب کنند؛ حرف او سندی برای جواب دهی این استراتژی بود.

امروزه انتقادهای بسیار زیادی به این استراتژی وارد شده است. منتقدان استراتژی لاک پشت استدلال می کنند که بازدهی بالای روندها در دهه 1980 به واسطه سهام شرکت‌ های بزرگی مثل جنرال موتورز امکان ‌پذیر است و در بازارهای مالی امروزی نمی ‌توان روی آن خیلی حساب کرد. در واقع آن ها معتقد هستند این استراتژی منسوخ شده است و دیگر نمی توان با استفاده از آن سود کسب کرد.

سندز در سال 2007 یک کتاب نوشت و در آن مدعی شد این استراتژی معاملاتی هنوز هم جواب می ‌دهد و فقط در همین سال معامله ‌گران از طریق آن می ‌توانسته‌ اند تا دو و نیم برابر سرمایه اولیه خود با در نظر گرفتن قواعد آن سود کنند.

استراتژی لاک پشت برای چه معامله ‌گرانی مناسب است؟

استراتژی لاک پشت برای چه معامله ‌گرانی مناسب است؟

این استراتژی که توسط دنیس مطرح شد معمولا برای معامله گرانی مناسب است که به تازگی وارد بازارهای مالی شده اند و هنوز از این بازار درآمد کسب نمی کنند، این استراتژی برای افراد حرفه ای کارساز نیست و به آن ها توصیه نمی شود.

در این روش، معامله ‌گران فقط به شناسایی روندها یا ترندهای عمده نیاز دارند و برای این کار امروز انواع ابزارهای تحلیل تکنیکال جدید و پیشرفته در اختیار آن‌ ها قرار گرفته است.

شناسایی شکست حمایتی و شکست مقاومتی در دهه 1980 به مراتب سخت‌ تر از سال 2022 بوده است و در حال حاضر انواع ابزارهای نرم‌ افزاری به معامله ‌گران امکان می‌ دهد به سادگی ترندها را شناسایی کنند؛ در حالی که در دهه 1980 این امکان فراهم نبود.

در واقع ترندها تغییرات قیمتی هستند که در بازه ‌های زمانی بیشتر از یک روز اتفاق می ‌افتند و با وجود افت و خیز قیمت، روند صعودی یا نزولی آن‌ها ادامه می ‌یابد.

این موضوع باعث می ‌شود معامله‌گران تازه‌کار با توجه به عدم نیاز به نقد کردن معاملات خود به صورت روزانه بتوانند از سودهای چند برابری در روندهای صعودی یا نزولی بهره ببرند.

استراتژی لاک پشت تا چه اندازه ای می توان سود نصیب معامله گر کند؟

در جهان امروزی با پیشرفت تکنولوژی و تغییرات اعمال شده در بازارهای مالی این بازارها با تغییرات بسیار زیادی مواجه شده اند و استراتژی های مهم و کارآمد که در گذشته بسیار نتیجه بخش بودند حال کارایی خود را از دست دادند و منسوخ شده اند.

استراتژی لاک پشت نیز از آن استراتژی ها طلایی بود که در دهه 1980 یکی از کارآمدترین استراتژی ها جهان بود. امروزه گرچه کمرنگ شده است اما همچنان کارایی خود را حفظ کرده است و با ارائه بازدهی 40 درصد سالیانه به هیچ وجه نمی ‌توان ارزش آن را نادیده گرفت و می توان گفت این استراتژی حتی در این دهه نیز جوابگو است.

نکته آشکار و واضح در مورد بازارهای مالی جدید، به خصوص بازار ارزهای دیجیتال این است که هیچ مدرکی برای این ‌که ترندها در این بازار با میانگین ‌های متحرک و شاخص‌های نسبی 20 روزه بهتر شناسایی می ‌شوند، وجود ندارد؛ اما بهتر است توجه داشته باشید که نکته کلیدی در استراتژی ترید لاک پشتی، زمان دادن به ترندها برای بهره بردن از آن‌ ها است. در این استراتژی ترندها «دوست» معامله‌ گران هستند و شناخت عمیق آنها باعث افزایش چشم‌ گیر درآمد می ‌شود.

علی محمدی پور دوشنبه 9 مرداد 1402

امروزه NFT به یکی از پدیده‌های مهم دنیای بلاک چین تبدیل شده و عده‌ی زیادی پیرامون آن فعالیت می‌کنند. در حال حاضر فضای NFT به محل مناسبی برای کسانی که هنرمند هستند یا قصد کسب درآمد و جمع‌‎ آوری توکن‌های غیر قابل تعویض را دارند، بدل شده است اما در ابتدا NFT از کجا آمد؟ چه کسی ایده‌ی تبدیل یک اثر هنری به NFT را داد؟ اولین NFT کدام بود و چه کسی آن را ایجاد کرد؟ برای شناخت بهتر این دنیای جذاب، بهتر است در مورد تاریخچه‌‌ NFT و همچنین دلیل پیدایش آن اطلاعاتی داشته باشیم.

نگاهی به منشا و ریشه‌ی NFT

یکی از افرادی که در توسعه و شناخته شدن بیت کوین تاثیرگذار بوده، هال فینی (Hal Finney) است. او در سال ۱۹۹۳ برای اولین بار به نسخه‌ی اولیه‌ی NFT یا همان توکن غیر قابل تعویض (non-fungible token) اشاره کرد. جالب است بدانید هال فینی مفهوم NFT را کارت تجارت ارز دیجیتال تعریف و در مورد ویژگی‌های اصلی آن صحبت کرد. همانطور که می‌دانید، مهم‌ترین ویژگی NFTها غیرقابل تعویض بودن و انحصاری بودن مالکیت آن‌ها است و او از همان موقع طرز فکری این چنینی در مورد NFT داشت. مدت‌‌ها بعد در سال ۲۰۱۲ یونی آسیا (Yoni Assia) در مورد بیت کوین‌های رنگی صحبت‌هایی کرد.

برای کسب اطلاعاتی در زمینه آموزش پرایس اکشن، بر روی لینک کلیک کنید.

اولین نسل از NFT

آشنایی با تاریخچه NFT

عده‌‎ی زیادی کوین‌های رنگی را اولین نسل از تاریخچه NFT می‌دانند. جالب است بدانید ایده‌ی اصلی در مورد کوین‌های رنگی به استفاده از بلاک چین بیت کوین به منظور اثبات مالکیت بود. این کوین‌های رنگی به نوعی موسسان NFTهای امروزی به حساب می‌آیند و تاریخچه‌ی NFT را رقم زدند. کوین‌های رنگی در ابتدا به قیمت یک ساتوشی فروخته می‌شدند. مدتی بعد در اوایل سال ۲۰۱۴ ماجرای اولین NFT و شروع تاریخچه‌ی NFT اتفاق افتاد. در اوایل ماه می، اولین توکن غیرقابل تعویض تحت عنوان کوانتوم در بلاک چین نیم کوین (Namecoin) ایجاد شد. کِوین مک کوی یک NFT به نام کوانتوم را در بلاک چین نیم کوین ضرب یا مینت کرد. پلتفرم نیم کوین تحت عنوان یکی از اولین شبکه‌های رمزارز بود که در سال ۲۰۱۱ به وجود آمد و در دسترس قرار گرفت. عکس زیر متعلق به NFT کوانتوم، اولین توکن غیرقابل تعویض رسمی است.

قابلیت‌هایNFT کوانتوم بسیار جالب است و در آن زمان توجه زیادی را به خود جلب کرد. این توکن غیرقابل تعویض یک هشت ضلعی پیکسلی است که رنگ آن تغییر می‌کند و ضربان دارد. NFT کوانتوم در آن زمان به قیمت ۴ دلار فروخته شد. سال‌ها بعد در اوایل سال ۲۰۲۱ زمانی که NFTها و خرید و فروششان به اوج خود رسید، این توکن غیرقابل تعویض در میان علاقه مندان دنیای کریپتو و بلاک چین ارزش زیادی پیدا کرد. در نهایت توکن کوانتوم در تاریخ ژوئن ۲۰۲۱ به مقدار تقریبی ۱.۵ میلیون دلار به فروش رسید. بعد از رونمایی از کوانتوم و به وجود آمدن استقبال برای آن، کم کم NFTهای بیشتری معرفی شدند. اولین NFT مبتنی بر اتریوم که اتریا نام داشت، در سال ۲۰۱۵ در Devcon 1 ایجاد شد. جالب است بدانید این NFT به میزان قابل توجهی تحت ‌عنوان اولین توکن غیرقابل تعویض شناخته شد.

کانتر پارتی یکی دیگر از مواردی است که در توسعه و گسترش NFT تاثیر داشت. در سال ۲۰۱۴ کانتر پارتی یک پلتفرم مالی همتا به همتا به شمار می‌رفت و به لطف آن کاربران می‌توانستند ارز یا متعلقات دیجیتالی خود را ساخته یا معاوضه کنند. جالب این است که آیتم‌هایی که توسط این پلتفرم ساخته می‌شد، تنها به نام سازنده و دارنده‌ی آن بود و امکان شبیه سازی آن وجود نداشت.

شروع PFP NFTها

تاریخچه NFT و PFP NFT

در سال ۲۰۱۷ بود که اتفاقات جالبی در دنیای بلاک چین افتاد و تاریخچه‌ NFT را رقم زد. امروزه PFP NFT ها جای خاصی در دنیای توکن‌های غیرقابل تعویض پیدا کرده‌اند و کریپتوپانک‌ ها ایجاد شدند. جان واتکینسون و مت هال کسانی بودند که توسعه‌ی کریپتوپانک را کلید زدند و تاثیر زیادی در شروع PFP NFT داشتند. آن زمان مجموعه‌ای از ۱۰ هزار کاراکتر در بلاک چین اتریوم ایجاد شد و این پروژه، ویژگی‌های اصلی و کلیدی را رعایت می‌کرد. در واقع، هر کدام از کریپتوپانک‌ ها، در نوع خود خاص بوده و دارای ویژگی‌های تفکیک‌ کننده‌ای هستند. منحصر به فرد بودن هر کدام از کریپتوپانک‌ ها نسبت به دیگری باعث شد تا حجم زیادی از کاربران به سمت این پروژه هجوم ببرند. حتی همین حالا هم کریپتوپانک بسیار پرطرفدار است و روز به روز به ارزش NFT های آن اضافه می‌شود.

کریپتوکیتیز پروژه‌ی دیگری بود که در میان PFP NFT ها آغاز به کار کرد و به بخش مهمی از دنیای NFT تبدیل شد. کریپتوکیتیز هم مانند کریپتوپانک در سال ۲۰۱۷ کلید خورد و نقش موثری در تاریخچه‌ی NFT داشت. جالب است بدانید در ادامه‌‌ی گسترش این پروژه، مدتی بعد بازی‌ای بر اساس آن ساخته شد که مورد استقبال زیادی هم قرار گرفت و تاثیر زیادی بر ساخت بازی‌های بعدی کریپتویی گذاشت. پروژه‌ی Decentraland یکی دیگر از مواردی بود که پیشرفت در بازی‌های حوزه‌ی بلاک چین را افزایش داد و عده‌ی زیادی به خرید و فروش توکن‌ های داخل آن پرداختند. در حال حاضر بازی‌های این چنینی بسیار زیاد هستند و روز به روز هم به تعداد کاربران آن‌ها اضافه می‌شود.

تاریخچه NFT و آینده‌ی آن

در سال ۲۰۲۲ دنیا و تاریخچه‌ NFT به مرحله‌ی دیگری رسید و توکن‌های غیرقابل تعویض با قیمت‌های میلیون دلاری گسترش پیدا کردند. امروزه حتی موسسات، هنرمندان و اینفلوئنسرها در مسیر دنیای NFT قرار گرفته‌اند و از بازار جالبی که برای آن ایجاد شده، سود کسب می‏‌کنند. جالب است بدانید این بستر حتی به صنایع خاص و خیریه‌ها هم راه پیدا کرده است. به طور کلی آینده‌ی NFTها به دلیل ماهیت و ویژگی‌هایی که دارد، روشن پیش بینی می‌شود و توسعه‌ی بیشتری را می‌طلبد. باید دید در آینده NFT تا چه حد در دنیای واقعی ما و ارزش گذاری‌ها نفوذ می‌کنند.

علی محمدی پور دوشنبه 28 فروردين 1402

شناخت ساختار بازار یکی از اصلی ترین فاکتورها در معامله کردن است؛ شاید می توان گفت که اکثریت مردم دنیا برای اینکه به یک زندگی بسیار خوبی برسند اولین جرقه ای که به ذهنشان می زند فعالیت در بازارهای مالی باشد. بازارهای مالی می توانند شما را در کمترین زمان ممکن نسبت به سایر مشاغل به پول های زیادی برساند اما باید دقت داشت که فعالیت در بازارهای مالی اعم از بازار کریپتوکارنسی نیاز به آموزش و همچنین کسب تجربه دارد؛ چرا که اکثریت افراد حاضر در بازارهای مالی کسانی هستند که ضررهای بزرگی را به سرمایه های خود وارد کرده اند، لذا باید به یاد داشته باشید که در این مارکت (بازار) شما به راحتی آب خوردن می توانید تمامی پول و سرمایه ای که وارد این بازار کرده اید را از دست بدهید؛ اما برعکس این نیز طبیعتا برای شما می تواند رخ بدهد، بنابراین دیدن آموزش اصولی می تواند به شما بسیار کمک کند. در ادامه این مقاله نیز به بررسی سبک اسمارت مانی و شناخت ساختار بازار می پردازیم.


اسمارت مانی (Smart money) یا پول هوشمند چیست؟


اصطلاحی که این روزا در حیطه آموزش بازارهای مالی بسیار پرمخاطب شده پول هوشمند یا اسمارت مانی می باشد. اسمارت مانی سرمایه ای است که توسط سرمایه گذاران نهادی، صاحبان بازار، بانک های مرکزی، صندوق ها و سایر متخصصان مالی در بازار قرار می گیرد (منظور از این اصطلاحات و لغت ها کسانی هستند که می توانند به بازار با استفاده از حجم سرمایه ای که در اختیار دارند جهت بدهند.) پول هوشمند یا همان اسمارت مانی (Smart money) به نیرویی اشاره دارد که بر بازارهای مالی تأثیر می گذارد که اغلب توسط اقدامات بانک های مرکزی هدایت می شود.


اصطلاح "پول هوشمند" از قماربازانی می آید که دانش عمیقی از ورزشی که روی آن شرط بندی می کردند داشتند که عموم مردم قادر به استفاده از آن نبودند. دنیای بازارهای مالی و سرمایه گذاری نیز به این مفهوم بسیار شباهت دارد. از این رو بررسی رفتار مردم می تواند این تصویر را برای شما به نمایش بگذارد که چگونه مانند آن ها معامله نکنید. پول هوشمند توسط کسانی سرمایه گذاری می شود که درک کامل تری از بازار دارند یا با اطلاعاتی که یک سرمایه گذار عادی نمی تواند به آنها دسترسی پیدا کند. به این ترتیب طبیعی است که نوع معامله کردن این بزرگان بازار با نوع معامله کردن شما و سایر تریدرها متفاوت باشد.


برای درک بهتر اسمارت مانی و ساختار بازار از کجا شروع کنیم؟

هدف اسمارت مانی این است که شما بدانید نقدینگی کجاست؟ به گفته جناب مایکل بنیانگذار سبک آی سی تی(ICT)، اگر نمی دانید نقدینگی چیست، بدانید که خودتان نقدینگی هستید! نقدینگی جاییست که استاپ لاس بیشتر معامله گران آنجاست، حال آیا سبک های قدیمی در بین عام مردم جا افتاده اند یا سبک های مدرن و جدید؟ قطعا جواب به این سوال می تواند به شما این نکته را بیاموزد که استاپ گذاری این افراد توسط بزرگان بازار یا همان بانک ها هانت خواهد شد.


شناخت جهت مارکت یا ساختار بازار


اگر فردی باشید که در بازارهای مالی فعالیت داشته اید احتمالا با تحلیل تکنیکال کلاسیک آشنایی دارید و همچنین از اشکال و الگوهایی همچون (دوقله، سر و شانه و ...) آشنایی کافی دارید، شناخت جهت مارکت نیز با استفاده از داده های موجود در تکنیکال کلاسیک بدست می آید، همان طور که در تصویر بالا ملاحضه می کنید، زمانی که قیمت یک سقفی را می زند و سپس یک کفی می زند که این کف نسبت به کف قبل تر از خودش بالاتر است و همین ویژگی نیز برای سقف رخ داده انتظار این را باید داشته باشید که روند شما صعودی است.


برای کسب اطلاعاتی در زمینه آموزش ارز دیجیتال بر روی لینک کلیک کنید.


برای اینکه بتوانید روند مارکت را پیدا کنید باید به سقف و کف ها نگاهی بیندازید، درک کلی این روند می تواند به شما خیلی کمک کند و معاملات خود را در جهت مارکت باز کنید، احتمالا شنیده اید که "روند دوست توست پس با آن نجنگ" در اینجا هم ما می خواهیم دقیقا همین را آموزش دهیم که آیا روند صعودی (روند گاوی) است یا نزولی (روند خرسی) که نسبت به تشخیصی که می دهیم بتوانیم ترید کنیم، برای اینکه روند صعودی را داشته باشید نیاز به دو سقف و دو کف بالاتر از هم دارید، اگر همچین شرایطی را توانستید پیدا کنید شما روند را یافته اید؛ برای روند نزولی نیز همین ویژگی ها را باید داشته باشد یعنی به دنبال دو سقف و کف باشید که از سقف و کف قبلی پایین تر باشند.


فرکتالی بودن بازار به چه معناست؟


یکی از شگفتی های خلقت کلمه ای تحت عنوان فرکتال است، در تمامی زیبایی های این جهان می توانید این ویژگی را ببینید که ساختارهای کوچکتر چگونه ساختارهای بزرگتر را خواهند ساخت؛ اما زیباترین قسمت این بخش این است که این پدیده زیبا در بازارهای مالی نیز وجود دارند و شما به راحتی می توانید ببینید که ساختارهای بزرگ چگونه از به هم پیوستن ساختارهای کوچک تشکیل می شوند، برای مثال همان طور که در تصویر بالا میبینید در دل یک روند صعودی! روندهای صعودی و نزولی کوچکتری وجود دارند که با پایین آوردن تایم فریم معاملاتی می توان آن را دید، این دیدگاه به شما بسیار کمک می کند تا در معاملاتتان سودده باشید.


برای مثال در شکل بالا فرض کنید خطوط روند صعودی که با رنگ آبی نشان داده شده است برای تایم فریم روزانه است و اگر شما تایم را به پایین تر ببرید بر فرض یک ساعته؛ روند قیمت همانند روندی است که در رنگ سبز وجود دارد. در ادامه به بررسی چند مثال برای درک بهتر ساختار بازار یا مارکت استراکچر می پردازیم:


بررسی مارکت استراکچر (ساختار بازار) در اتریوم


یکی از نمودارهایی که می خواهیم با مثال توضیحاتی که داده ایم جلو برویم رمزارز اتریوم است، این ارز دیجیتال دومین ارز دیجیتال از نظر مارکت کپ (ارزش بازار) است، همان طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید قسمتی که مشخص کرده ایم روندی صعودی داشته است! شاید بپرسید چرا؟ اصلا چرا باید آن جا روند صعودی باشد؟


جواب ساده است همان طور که گفته ایم زمانی روند قیمتی یک دارایی صعودی است که سقف و کفی بالاتر از سقف و کف قبلی خودش ثبت کند، در این تصویر نیز به وضوح مشخص است که اتریوم هنگامی که در حال نزدیک شدن به سقف تاریخی خود بود به این طریق بالا رفته است اما مورد دیگری که باید به آن توجه کرد این است که در تایم فریم پایین تر آیا صحبتی که پیش تر در مورد فرکتال کرده ایم صادق است؟ بهتر است که به تایم فریم پایین تری رجوع کنیم:



این همان تصویر قبل است در تایم فریم پایین تر، در تصویر قبل اتریوم را در تایم روزانه درحال مشاهده بودیم و این تصویر اتریوم در تایم فریم 3 ساعته است، همان طور که میبینید ساختار کوچکتر نیز توانسته است ساختار بزرگ را بسازد و ریزموج ها با کنار هم قرار گرفتن سقف و کف بالاتری را ساخته اند که به راحتی می توان گفت که ساختار بازار یا مارکت استراکچر صعودی است.


نتیجه گیری:


یکی از اصلی ترین کارهایی که باید یک معامله گر بازار مالی انجام دهد این است که ابتدا ساختار بازار یا مارکت استراکچر را پیدا کند، این کار باعث می شود معامله گر بداند ساختار ابتدا به چه صورت است و ثانیا نسبت به جهت آن معامله باز کند.

ساخت وبلاگ جدید رایگان وی آهنگ مشاور گروپ دکتر ذهن خرید بک لینک از همه بلاگ اقساط اپل
بستن تبلیغات [X]